همچنانكه مفاد آيه زير نيز چنين است :
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً * لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَ أَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ وَ أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً .
« 1 » « خداوند عالم غيب است . و بر غيبش كسى را مطّلع نمىكند مگر آن فرستادهاى را كه مورد رضا و پسندش باشد . و در اين صورت براى حفظ و حراست وى از پيش رو و از پشت سر او رصد و نگهبان مىگمارد ؛ براى آنكه بداند آن پيامبران رسالات و دستوراتى را كه از پروردگارشان بايد به مردم برسانند ابلاغ كردهاند . و خداوند بر آنچه در نزد پيامبرانست احاطه و سيطره دارد ، و تعداد و شمارهء هر چيزى را احصا و شمارش نموده است . » و بنابراين ، آيات مورد بحث ما اينطور معنى مىدهد : سوگند به ملائكهاى كه در راه ايصال وحى ، به صفوفى متشكّل آراستهاند ، و سوگند به آن ملائكهاى كه پس از تشكّل و در صفوف در آمدن ، شياطين را مىرانند و از مداخلهء آنها در امر وحى جلوگير مىشوند ، و سوگند به آن ملائكهاى كه پس از راندن و زجر كردن شياطين ، بر پيامبران ذكر را ، و يا بر پيغمبر آخر زمان قرآن را تلاوت مىكنند .
و مؤيّد اين تفسير آنست كه : از آن تعبير به تلاوت ذكر نموده است . و نيز مؤيّد اين معنى است آنكه : گفتار رمى شياطين با شهابهاى ثاقب در همين سوره پس از اين آيات آمده است .
نزول قرآن توسّط اين فرشتگان عديده ، منافات با نزول آن توسّط خصوص جبرائيل ندارد ، در آنجا كه مىگويد :
مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ
هامش
( 1 ) - آيات 26 تا 28 ، از سورهء 72 : الجنّ