تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
بطور قهر و اجبار و الجاء كسى را به طرف اغراض خود كشاندن و بدين گونه به پيروى خود در آوردن است ، نه متعرّض آزار و اذيّت آنها شدن و متصدّى گرديدن امورى كه موجب هلاكشان گردد . و كسى كه در احاديث نبويّه تتبّع كند ، بسيارى از نظائر و امثال آن را مىيابد ، و قطع و يقين پيدا مىكند كه : وقوع اين امور از شيطان ممكنست ، بلكه بالفعل از او صادر شده است . و خبر وارد در اينكه : الطّاعون من وخز أعدائكم الجنّ « طاعون از تيراندازى دشمنان جنّ شما پيدا مىشود » صريح در اين معنى است . بعضى از مشايخ متأخّرين ما اين روايت را بر مثل آنچه ما در مسألهء تخبّط و مسّ شيطان گفتيم حمل نموده ، و چنين گفته‌اند : هوا در هنگامى كه بطور خاصّى متعفّن گردد كه مستعدّ سرايت و خرابى و تكوين و تأثير شود ، از آن اجزاى سميه‌اى جدا مىشوند كه يا بر هوا بودنشان باقى مىمانند و يا مبدّل به اجزاى آتشين و سوزاننده مىشوند ، و در اين حال روح خبيثى كه در شرارت با آن متناسب است به آن تعلّق مىگيرد . و آن روح پليد و خبيث نوعى از جنّ مىباشد . زيرا همان‌طوركه در بحث كلامى دانستى ، جنّ عبارت است از اجسام زنده‌اى كه با چشم ديده نمىشوند ، يا بر آنها جنبهء هوائيّت غلبه دارد و يا جنبهء ناريّت ، و انواعى گوناگون دارند : داراى عقل و شعور و فاقد عقل و شعور ، اينها با هم توالد و تناسل دارند و پيوسته تكثير مثل مىكنند . چون يكى از آنها در طبع كسى ، و يا در ارادهء او ، و يا در منفذى از منافذ او وارد شود ، و يا خودش را به نفس آن‌كس بزند ، بر حسب مقدار قوّهء سميه‌اى كه در آن شرّ موجود است ، و بر حسب مقدار استعداد تأثّرى كه به مقتضاى اسباب عاديه ايجاد مسبّب و اثر در آن‌كس مىنمايد ، آن شخص مبتلا به درد شديدى كه