گسترش زبان و ادبيّات و استعمال مجازات و استعارات گوناگون « 1 » موجب
هامش
( 1 ) - استعاره در حقيقت مجاز است ، و فرق ميان آن و تشبيه آنست كه در تشبيه بايد ادات تشبيه ذكر شود ، مثل : زيد كالأسد « زيد شبيه شير است » و در استعاره اينطور نيست .
استعاره آنست كه : يكى از دو جانب تشبيه ذكر شود ؛ و مراد جانب ديگر باشد ، به ادّعاى دخول مشبّه در جنس مشبّه به با اثبات بعضى از مختصّات مشبّه به را براى مشبّه . و آن بر دو قسم است : استعارهء مصرّح بها و استعارهء بالكناية .
اوّل آنست كه : آن يكى از دو جانب تشبيه كه مذكور است مشبّه به باشد . مثل اينكه بگوئى : رأيت أسدا فى الحمّام « من شيرى را در حمّام ديدم » كه مراد از شير ، مرد شجاع است .
دوّم آنست كه : آن يكى از دو جانب تشبيه كه ذكر شده است مشبّه باشد مثل : و إذا المنيّة أنشبت أظفارها « و در وقتى كه مرگ چنگالهاى خود را فروبرد » زيرا در اين عبارت ، مرگ را به حيوان درنده تشبيه نموده و مشبّه كه مرگ باشد مذكور است .
سكّاكى در « مفتاح العلوم » ص 198 و 199 ، از علم بيان گويد :
« فقط قسم استعارهء مصرّح بها به دو قسم : تحقيقيّه و تخييليّه منقسم مىشود . مراد از تحقيقيّه آنست كه مشبّهى كه در كلام ذكرش نيامده است ، چيز متحقّقى باشد ، يا حسّى و يا عقلى . و مراد از تخييليّه آنست كه : مشبّه متروك ، چيز وهمى باشد و تحقّقى در خارج و يا در عقل نداشته باشد ، بلكه تحقّقش مجرّد و هم و پندار باشد . و هريك از اين دو قسم يا قطعيّه هستند ، و يا احتماليّه . مراد از قطعيّه آنست كه : مشبّه متروك حملش بر آنچه تحقّق حسّى و يا عقلى و يا وهمى دارد ، متعيّن باشد . و مراد از احتماليّه آنست كه : مشبّه متروك صلاحيّت حمل را داشته باشد ؛ گاهى بر چيزى كه تحقّق دارد و گاهى بر چيزى كه تحقّق ندارد ( مگر در وهم ) . بنابراين اگر دو قسمى را كه احتمالى است - چه تحقيقى و چه تخييلى - يك قسم حساب كنيم ، مجموع اقسام استعارهها چهار مىشود : 1 - استعارهء مصرّح بها تحقيقيّهء قطعيّه 2 - استعارهء مصرّح بها تخييليّهء قطعيّه 3 - استعارهء مصرّح بها احتماليّه أعم از تحقيقيّه و تخييليّه 4 - استعارهء بالكنايه . از اين گذشته گاهى استعاره را به اصليّه و تبعيّه قسمت مىكنند . معناى اصليّه آنست كه : معناى تشبيه اوّلا و بالذّات در مستعار داخل باشد ؛ و مراد از تبعيّه آنست كه : معناى تشبيه در مستعار به عنوان اوّلى داخل نباشد . و گاهى نيز