تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
اتّساع فهم و گسترش ذهن و هوش و ذكاوت بيشتر مىشود . ذكاء و تيزفهمى و سرعت انتقالى كه در عرب‌هاى بيابانى و چادرنشين ( معيدىها ) ديده مىشود ، كه در صحراهاى خشك و سوزان زيست مىنموده‌اند ، در راقىترين ملل متمدّن و شهر نشين‌هاى ديگر ديده نشده است . تاريخ عرب شاهد گفتار ماست . و اين نيست مگر به جهت گسترش زبان كه بومىهاى عرب بهتر از شهرىها مىدانستند . فلهذا بعد از پيدايش اسلام و مخالطهء اقوام و ملّت‌هاى غير عربى كه در اثر فتوحات مسلمين خواه‌ناخواه راهشان به جزيرة العرب باز شد ، و از جمله عجمىها و نبطىها مخالطه بيشتر داشتند و بيم آن مىرفت كه آن اصول و ريشهء لغات ضايع شود ، خلفاى بنى اميّه و بنى عبّاس جماعاتى را مأمور مىكرده‌اند كه : به چادر نشينان و عرب‌هاى بدوى و بيابانى و صحرانشين پيوسته سر مىزدند ، و اصول لغات و علاقات مجازيّه و كنائيّه و استعاريّه را از آنها اخذ مىنمودند . و در تدوين علم نحو ، پس از بيان اصول آن توسّط حضرت مولى الموحّدين امير المؤمنين عليه السّلام به أبو الأسود دؤلىّ ، أمثال خليل و سيبويه و يعقوب بن سكّيت ، در اين باره كتابها نوشتند . كتاب « العين » خليل از معتبرترين لغات است كه تا امروز مورد استفادهء عموم است . « الكتاب » سيبويه از نفيس‌ترين كتب است كه تا امروز به آن پاكيزگى و
هامش
- به استعاره ، تجريد ملحق مىشود ؛ در اين صورت آن را استعارهء مجرّده نامند ، و گاهى ترشيح ملحق مىگردد و آن را استعارهء مرشّحه گويند . و بنابراين ، مجموع اقسام استعارات هشت تا مىشود كه بايد در يكايك آنها بحث نمود . » و سكّاكى مفصّلا به شرح و توضيح هريك ، جداگانه مىپردازد .