تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
أعُوذُ بِاللَهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ صَلَّى اللَهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ ءَالِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ لَعْنَةُ اللَهِ عَلَى أعْدَآئِهِمْ أجْمَعِينَ مِنَ الآنَ إلَى قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إلَّا بِاللَهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ خطبه‌اى كه از « نهج البلاغة » دربارهء حقّ والى بر رعيّت و حقّ رعيّت بر والى ذكر شد ، شامل مطالب بسيار عالى است كه برخى از مسائل ملكى و ملكوتى را ميتوان از آن استنتاج كرد . از جمله مطالبى كه أمير المؤمنين عليه السّلام خيلى بر روى آن تأكيد دارند ، عدم استكبار و خودپسندى و إعجابى است كه والى در ولايت خود بايد داشته باشد . و فرمودند : سخيف‌ترين حالات ولات اين است كه مردم صالح دربارهء آنها گمان داشته باشند كه آنها دوست دارند مردم از ايشان تعريف و تحميد و تمجيد كنند و آنها را به بزرگى و عظمت ياد نمايند ؛ اين سخيف‌ترين حالات ولات است . و از مجموع اين خطبه بدست آمد كه حضرت مىفرمايد : حقّى كه من بر شما دارم و حقّى كه شما بر من داريد دو حقّ متساوى و متكافى است . و به هيچوجه من بواسطهء اين حقّى كه بر شما دارم نمىتوانم اعتباراً بر خودم شأنى را ، مقامى را ، مسندى را نسبت بدهم ؛ اين وظيفه‌اى است كه پروردگار بر عهدهء من گذارده است . ولايت من وظيفهء إلهى است و من هنگامى كه از عهدهء اين وظيفه برآيم و تكليف را انجام بدهم عمل به وظيفه كرده‌ام ، و از خوف