آوريد ( به آنها پول بدهيد تا خريد و فروش كنند ؛ و ببينيد كه آيا آنها مسلّط بر معامله و داد و ستد هستند ؟ بر مصالح و مفاسد خود اطّلاع دارند ؟ تحت تأثير أفراد مغرض و سودجو و حيله گر قرار نميگيرند و در معاملات متضرّر نمىشوند ؟ ) تا هنگاميكه به سنّ بلوغ رسيدند ؛ يعنى آن استعداد مزاجى در وجودشان پديد آمد ، و در طبيعت و مزاجشان جفت طلبيدند ( يعنى مُحتلم شدند )
فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ
؛ در اين صورت مالهاى يتيمان را به خودشان بدهيد ، تا آنها از قيمومت شما بيرون بيايند و در كار خويش خود مختار بشوند . »
بنابراين مطلب ، فقيه حاكم كه أموال تمام مسلمين زير دست اوست ، حتماً بايد بالغ و رشيد باشد تا اينكه بتواند زمام امور مردم را در دست بگيرد و تصرّف در أموال عامّه كند .
و أمّا در مورد عقل و عدم سفاهت ، اين آيه مباركه است كه ميفرمايد :
وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً
. « 1 »
« أموال خود را به أفراد سفيه ، يعنى كم عقل ندهيد ! اختيار مال خود را به دست سفيه نسپاريد ! آن مالى كه خداوند قيام شما را به آن مال استوار نموده است . »
أوّلًا اين آيه ميفرمايد : مال ، قيام إنسان است ؛ اگر كسى مال نداشته باشد قيام ندارد . و اگر كسى در مملكت زراعت نداشته باشد ، اقتصاد نداشته باشد ، خودكفا نباشد ، اين شخص روى پاى خودش نايستاده و ستون فقراتش شكسته شده است . پس مال و لَو اينكه أمر دنيوى است ، و ليكن حيات اخروى إنسان به آن مربوط است . و مسلمان نبايد اختيار مال خودش را بدست سفيه و شخص غير متديّن و لا ابالى بدهد كه او آنها را صرف در امور غير مشروع بكند . بايد ولىّ مال إنسان ، شخص مدبّر و عاقل باشد ، مثل ولىّ فقيه .
ثانياً ، آيه مباركه مىگويد : شما اختيار أموال خود را كه قِوام شما و قيام
هامش
( 1 ) صدر آيه 5 ، از سورهء 4 : النّسآء