« مى گويد : چون به رسول خدا خبر رسيد كه أهل فارس ( ايران ) دختر كسرى را پادشاه خود قرار دادهاند ، حضرت فرمود : قومى كه ولايت آنها و حكومت آنها را زن بدست بگيرد ، آن قوم رستگار نمىگردند . » و لذا ديديم كه سلطنت و حكومتشان زود از هم پاشيد .
اين حديث ، در جميع نُسخ « صحيح بخارى » قديم و جديد ، و در جميع شروح آن ، مثل : « إرشادُ السّارى » و « عُمدةُ القارى » موجود است .
نسائى در « سنن » به سند ديگر در كتاب قضاء از أبى بكره با اين عبارت نقل مىكند : قَالَ : عَصَمَنِىَ اللَهُ بِشَىْءٍ سَمِعْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ ( وَ ءَالِهِ ) وَ سَلَّمَ لَمَّا هَلَكَ كَسْرَى ؛ قَالَ : مَنِ اسْتَخْلَفُوا ؟ قَالُوا : بِنْتَهُ . پيغمبر پرسيدند : حال كه پادشاه ايران ( كسرى ) هلاك شده است ، كه را خليفهء او قرار داده اند ؟ گفتند : دخترش را ؛ قَالَ : لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمُ امْرَأةً . « 1 »
همچنين اين روايت را تِرمذِى به عين روايت نسائى نقل مىكند ، و ليكن در ذيلش أبوبكره مىگويد : چون عائشه حركت كرد و قصد آمدن به سوى بصره را داشت ، من بخاطر آوردم قول رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم را ، فَعَصَمَنِىَ اللَهُ بِهِ . خداوند به همان كلمهاى كه از پيغمبر شنيدم مرا حفظ كرد ؛ و من خود را آلوده به جنگ با أمير المؤمنين عليه السّلام نكردم .
قالَ أبو عيسَى : هَذا حَديثٌ حَسَنٌ صَحيحٌ « 2 » ترمذى مىگويد : اين حديث ، حديث حسن و صحيحى است .
اين كلام حقّى كه از پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله روايت شده است ، به عبارات مختلف آمده است .
در « تحف العقول » آمده است : وَ قَدْ وَرَدَ أيْضًا : وَ قَالَ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ :
هامش
( 1 ) « سنن نسآئى » ج 8 ، كتاب آداب القضاة ، ص 227 ، مطبعة مصريّه أزْهر
( 2 ) « سنن ترمذى » ج 4 ، باب 75 از كتاب فتن ، ص 527 و 528 ، مطبعهء مصطفى البابى الحلبى