شيخ محمّد حسين خراسانى در طهران هستم ، و بناست آقاى سيّد أبو الحسن إصفهانى هم به اينجا بيايند . چيزى نگذشت كه من ديدم آقا سيّد أبو الحسن آمدند و در منزل نشستند ، و با آقا شيخ محمّد حسين مشغول گفتگو هستند . من تعجّب كردم كه اگر ايشان بخواهند از نجف به طهران بيايند ، بايد با مقدّمات فراوان و صرف وقت و تشريفات و استقبال شايسته وارد بشوند ؛ پس چگونه بدون سر و صدا وارد شدند ، و أحدى هم متوجّه نشد ؟ !
أمّا مىديدم كه تعجّب من بى فائده است ، و ايشان هم حضور دارند و نشستهاند و با آقا شيخ محمّد حسين خراسانى تكلّم مىكنند . در بين صحبت مرحوم آقا سيّد أبو الحسن ، جهت مقابل خودشان را نشان دادند كه بيابانى بود مانند يك تپّهء بزرگى شبيه كوه ، كه فقط نقود و اسكناس و أمتعه و أسباب بود ، و بسيار هم زياد بود ، و به آقا شيخ محمّد حسين مىگفتند : آيا مىبينى ؟ ! اينها أموالى است كه من در زمان مرجعيّت خود به وكلائى كه در تمام دنيا و در شهرستانها از طرف من وكالت داشتند دادم ، و آنها از سهم إمام و وجوهات مصرف كردند ؛ اينها همان أموال است ، و الآن ميخواهند حساب همهء اينها را از من بكشند .
در اينجا من به ايشان عرض كردم : خوب ، شما چه كار مىكنيد ؟ ! اين قضيّه و حال آقا سيّد أبو الحسن إصفهانى است ؛ آيا شما از اين وكالتها نمىدهيد ؟ ! ايشان گفتند : ما به قسم ديگرى عمل مىكنيم ؛ و آن اين است كه : من تا به حال به هيچكس وكالت ندادهام ، بلكه إذن استفاده از اين أموال را مىدهم ؛ و إذن ، غير از وكالت است ، و آن مسووليّت را ندارد .
و ألبتّه شرح اين معنى را بيان نكردند ، ولى منظورشان معلوم است . زيرا وكالت ، عنوان نيابت است . إنسان كسى را كه وكيل مىكند ، معنيش آنست كه : تو نائب مَناب من هستى ! كار وكيل عين عمل مُوَكِّل است . همانطور كه كار نائب عين كار منوبٌ عنه است .
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 134
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٣٤