سجّادهء ايشان انداخته و مقارن ايشان شروع كرده بود به نماز خواندن ، در حالى كه آقا ميرزا محمّد تقى شيرازى هم نماز مىخوانده است ؛ بعد از فراغت از نماز به آن أفرادى كه سؤال كرده بودند گفته بود : از اين مرد تقليد كنيد ! براى اينكه در تمام حالات نماز أصلًا خطورى در قلبش پيدا نشد كه : اين آمده است پهلوى من اينجا ايستاده و در مقابل من نماز مىخواند !
و مىگويند باز همين آقاى آقا شيخ محمّد بهارى در سفرى زيارتى كه به سامرّاء مىرفتند ، همپالكى آقا ميرزا محمّد تقىّ شيرازى شد . ( در آن وقتها كه مردم با كجاوه به مسافرت مىرفتند ، اين طرف كجاوه يكنفر مىنشست ، آن طرفش هم يكنفر ديگر ) و ايشان مىگفت : من يك مطلب علمى را پيش كشيدم و اصولًا مىخواستم آقا ميرزا محمّد تقىّ شيرازى را عصبانى كنم كه از ميدان بدر رود ، و يك جملهاى ، يك كلامى خلاف بگويد ؛ ولى در تمام طول مسافرت بين كاظمين و سامرّاء كه هجده فرسخ است ، آن هم با قاطر ، آنچه كردم يك كلام از دهان ايشان بيرون نيامد ؛ حتّى بعضى أوقات من تصنّعاً مىگفتم مثلًا : شما اين مطلب را نمىفهميد ؛ چنين و چنان و فلان ، ولى ايشان أبداً از آن مِنْهاجش تعدّى نكرد ، و همينطور آرام جواب مرا مىداد .
اينها مسألة مهمترى است از عدالت ، حضرت نمىخواهد بفرمايد : هر كس كه خودش را ظاهراً پاكيزه مىكند ، و تقوى هم دارد ، و از گناهان هم اجتناب مىكند ، مىتواند مفتى باشد ، گرچه ميل باطنىاش ميل به رياست باشد ؛ ميل به رياست از ميل به شهوت ، از ميل به مال ، از تمام اينها آفتش بيشتر است . لذا حضرت كه در اينجا ميفرمايند : از كسى تقليد كنيد كه مُقبِل بر دنيا نبوده باشد ، بلكه : صَآئِنًا لِنَفْسِهِ ، حَافِظًا لِدِينِهِ ، مُخَالِفًا عَلَى هَوَاهُ ، مُطِيعًا لِامْرِ مَوْلَاهُ باشد ، اينها همه إشاره به آن مقام است و مفتى بايد داراى آن معنى باشد .
اينست نظر مرحوم آقا سيّد محمّد كاظم كه مرحوم آقا سيّد أبو الحسن به آن اعتراض دارند .
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 107
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٠٧