تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
أصالت و حقيقت است . در مقابل باطل ، كه أصالت و واقعيّت ندارد ؛ و بر أساس اعتبارات و أوهام و امور سرابيّه و وهميّه و خياليّه بنا شده است . حقّ ، يعنى آنچه متن واقع است . و علوم حضورى أئمّه عليهم السّلام عين حقّ است ، زيرا باطل در آن راه ندارد ؛ بخلاف علومى كه إنسان از خارج كسب مىكند كه مَشوب به باطل است ، و احتمال خطا و اشتباه در آن مىرود . فلذا در اين آيه مباركه خداوند مىفرمايد : إنسان بايد از آن كسى كه قلبش متّصل به حقّ و حقيقت است ، و أبداً شائبه‌اى از بطلان و آراء شخصيّه و أهواء نفسانيّه در آن دخالت ندارد ، و خلاصه به هيچ وجه قلبش به باطل گرايش ندارد ، تبعيّت كند . بناى استدلالِ اين آياتِ مباركات كه در اين سورهء شريفه آمده بر اين أساس است : استدلالِ بر لزوم تبعيّت حقّ ؛ چون خدا مىفرمايد :
قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ .
« بگو خدا به سوى حقّ دلالت مىكند » . پس از اين كه خداوند متعال به مُفاد قبل از اين جمله :
قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ ،
« بگو آيا از ميان اين شريكانى كه شما براى خدا قرار داديد ، يك نفر هست كه بتواند به سوى حقّ دلالت كند ؟ ! » با استفهامِ إنكارى از مشركان إقرار گرفت به اينكه شركائى كه آنها براى خدا قرار داده‌اند ، نمىتوانند إنسان را به حقّ هدايت كنند ، بلا فاصله جواب فرمود :
قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ
. و بديهى است مقام ، مقامى است كه بايد فوراً جواب اين سؤال داده شده ، در انتظارِ پاسخگوئى مخاطب قرار نگرفت ؛ لذا فوراً بدين صورت پاسخ فرمود : « بگو فقط خداوند است كه هدايت به حقّ مىنمايد . » سپس مىفرمايد :
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى .
در اينجا مىبينيم كه بر اين مبناى متابعت از حقّ ، خداوند يك معادله‌اى قرار داده بين قَوْلِهِ :
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ
و قَوْلِهِ :
أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى
. استفهام بايد دو طرف داشته باشد - زيرا پيوسته استفهام بين نفى و إثبات