تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
ما ، پس از اينكه اين سند ممدوح و مستحكم را بيان كرديم ، ديگر جائى براى بحث در آن نمىبينيم . بلكه مىتوان گفت كه اين روايت از رواياتى است كه ، ورودش از أمير المؤمنين عليه السّلام ، بنحو استِفاضه است . علاوه بر اينكه مَتنش دلالت بر مبانى رشيقه ، و معانى بديعه ، و حقائق عاليه ، و دقائق ساميه‌اى دارد كه أبداً ممكن نيست بر قلب أحدى خطور كند ، إلَّا مَن كانَ فِى مَعْدِنِ الْوِلايَةِ وَ عَلَى دَوْحَةِ الإمامَةِ صَلَواتُ اللهِ عَلَيْه . وأمّا از نظر دلالت : استفادهء ما در زمينهء دلالت اين خبر بر ولايت فقيه ، از همين جملات أخير حضرت است كه فرمودند : اللَهُمَّ بَلَى لَا تَخْلُو الارْضُ مِنْ قَآئمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ ، إمَّا ظَاهِرًا مَشْهُورًا أَوْ خَآئِفًا مَغْمُورًا ؛ تا اينكه ميفرمايد : أُولَئِكَ خُلَفَآءُ اللَهِ فِى أَرْضِهِ ، وَ الدُّعَاةُ إلَى دِينِهِ ؛ ءَاهِ ، ءَاهِ ! شَوْقًا إلَى رُؤْيَتِهِمْ . أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب عليه السّلام در صدر اين حديث فرمودند : النَّاسُ ثَلَاثَةٌ : عَالِمٌ رَبَّانِىٌّ ، وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ ، وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ ؛ و پس از كنار زدن أصناف چهارگانهء علماء ، كه در حقيقت آنان را جزء دستهء هَمَجٌ رَعَاع مىدانند ، و حيف مىدانند كه علوم شريفهء خود را به آنها منتقل كنند ، صفات علماء ربّانى را بيان مىكنند و مىفرمايند : كسانى حاملين علم ما هستند كه داراى اين صفات باشند : أُولَئِكَ خُلَفَآءُ اللَهِ فِى أَرْضِهِ ، وَ الدُّعَاةُ إلَى دِينِهِ . « آنها هستند جانشينان پروردگار در روى زمين ، و خوانندگان به سوى خدا و دين او . » و به روايت « تحف العقول » أُمَنآءُ اللَهِ فِى خَلْقِهِ وَ سُرُجُهُ فِى بِلا دِهِ ، كه اين دو جمله را هم إضافه داشت . « آنها أمينان خدا هستند در ميان خلق خدا ، و چراغهاى درخشانند در ميان أمصار و بلاد پروردگار . » اينها هستند داعيان به سوى دين خدا . ءَاهِ ، ءَاهِ ! شَوْقًا إلَى رُؤْيَتِهِم . أُولَئِكَ خُلَفَآءُ اللَهِ فِى أَرْضِهِ ، دلالت بر منصب ولايت فقيه مىكند . يعنى