مىشود را دفع كنند . اگر كسى بر آنها شبههاى بكند ، در إمامشان و در دينشان شكّ پيدا مىكنند .
مثل أفراد مقدّس مآب ما ، كه رسول خدا فرمود : كَسَّرَ ظَهْرِى صِنَفَانِ : عَالِمٌ مُتَهَتِّكٌ وَ جَاهِلٌ مُتَنَسِّكٌ .
« دو طائفه پشت مرا شكستند : عالم بى باك و جاهل عبادت پرداز ؛ كه عبادت را وسيلهء كار خود قرار داده و بدون علم و درايت ، با عقل و شعور كم ، دنبال مقدّس مآبى رفته است . »
أَلَا ! لَا ذَا وَ لَا ذَاكَ . « اى كميل ! نه آن دستهء أوّل مفيد خواهند بود ، و نه اين دستهء دوّم . » دستهء أوّل علماء مُتَهَتِّك ، و دستهء دوّم علماء بسيط مقدّس مآب و شبه خوارج ، كه به صورت ظاهرِ دين اعتماد و اتّكاء مىكنند ؛ و با همان دين ، إمام خود را مىكشند ؛ و با قرآن عليه إمام استدلال مىكنند ؛ و با آيات خدا ، ولىّ خدا و قائم خدا و حقيقت كتاب خدا را از بين مىبرند . اينها هم گروه و جماعت كثيرى هستند ، و يك دسته از علماء را تشكيل دادهاند .
أَوْ مَنْهُومًا باللَذَّةِ ، سَلِسَ الْقِيادِ لِلشَّهْوَةِ .
« طائفهء سوّم : أفرادى هستند كه در لذّت فرو رفته و غوطه ور شدهاند . حريص و عاشق لذّت هستند ؛ و عِنان خود را در مورد شهوات ، رها كردهاند ؛ و يكسره بدنبال لذّات و شهوات رفتهاند . »
أَوْ مُغْرَمًا بِالْجَمْعِ وَ الادِّخَارِ .
« دستهء چهارم : أفرادى هستند كه فقط دنبال جمع آورى و كثرت مال مىروند . »
مُغْرَم يعنى مُحبّ ؛ آن كسى كه حُبّ در او أثر كرده است و حبّ را از مقدار عادى بالاتر برده ، او را عاشق و ديوانهء جمع و ادّخارِ مال نموده است ؛ اينها را مُغْرَم مىگويند . مُغْرم ، أفرادى هستند كه عالمند ، خيلى خوب مىفهمند و همه چيزشان خوب است ، آن نقاط ضعف سابق در آنها نيست ؛
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 271
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٧١