تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
« آرى ، من به عالِمى رسيده‌ام كه بتواند از اين علوم مُتراكم و انبوه بهره گيرد ، او عالمى است كه فهم ، دِرايت ، زيركى ، هوش و استعدادش خوب است ، و ليكن من بر او إيمن نيستم ؛ و در تعليم علم به او خائفم ؛ و آرامش ندارم . چرا ؟ زيرا آن عالم ، دينش را آلت وصول به دنيا قرار ميدهد ، و با نعمتهاى پروردگار عليه بندگان خدا كار مىكند ، و با استظهار و پشت گرمى به نعمتهائى كه خدا به او داده است ( از علم و درايت و فهم و بصيرت ) به سراغ بندگان خدا رفته ، آنها را مىكوبد و تحقير مىكند ، و آنها را استخدام خود مىنمايد و به ذُلِّ عبوديّت خود در مىآورد ؛ و با پشت گرمى به حجّتهاى إلهى و بيّنه‌هاى خدا كه به او ميرسد ، أولياء خدا را مىكوبد ؛ و آنها را به زمين مىزند و از بين مىبرد . » اينها يك عدّه از علمائى هستند كه لَقِن و با فهم و زيرك هستند ، و ليكن قلب آنها خائن است ؛ و من إيمن نيستم كه از علم خود به آنها چيزى بياموزم ؛ لذا راه تعليم خود را به آنها بسته مىبينم . أَوْ مُنْقَادًا لِحَمَلَةِ الْحَقِّ ؛ لَا بَصِيرَةَ لَهُ فِى أَحْنَائِهِ ؛ يَنْقَدِحُ الشَّكُّ فِى قَلْبِهِ لِاوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَةٍ ، أَلَا لَا ذَا وَ لَا ذَاكَ . « دستهء ديگر أفرادى مىباشند كه روح إطاعت از حاملين و پاسداران حقّ در ايشان وجود دارد ، و قلبهاى آنان خائن نمىباشد ، و تَجَرّى و تَهَتُّك ندارند ؛ و از اينجهت موجب نگرانى نخواهند بود ؛ ولى چون بصيرت در إعمال حقّ ندارند ، و نميتوانند أطراف و جوانب حقّ را با ديدهء بصيرت بنگرند ، و هر چيز را در موقع خود قرار بدهند ، با أوّلين شبهه در قلب آنان ، شكّ رسوخ خواهد كرد و مطلب بر آنان مشتبه خواهد شد . اينها افرادى هستند مقدّس مآب ، كه جنبهء انقياد و إطاعتشان خوب است و تجرّى ندارند ، ولى كم درايتند ؛ بصيرت به أحناء و أطراف حقّ ندارند ، و نمىتوانند تمام أطراف حقّ را جمع كنند و شُبُهاتى كه از هر طرف وارد