است . و اين فقط از جهت كاشفيّت است ؛ آن هم در اين مرتبه : مرتبهء پنجم .
علّت و فلسفهء : شَاوِرُوا النِّسَآءَ وَ خَالِفُوهُنَّ
ما نظير اين را در أحكام - كه از جهت كاشفيّت براى ما دستورى دادهاند - زياد داريم . مثلًا رسول أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم دربارهء زنان مىفرمايند : شَاوِرُوا النِّسَآءَ وَ خَالِفُوهُنَّ فَإنَّ خِلافَهُنَّ بَركَة « 1 » « با زنها مشورت كنيد و مخالفت كنيد ، پس همانا بركت در مخالفت با آنهاست . » يعنى بعد از مشورت ، آنچه كه در جواب از آنها شنيديد ، با آن مخالفت بكنيد ؛ هر چه آنها مىگويند خلافش را انجام دهيد !
حال معنى اين حديث چيست ؟ آيا قول زنها براى فساد و نقصان و تباهى موضوعيّت دارد ؟ و قول خلافشان عين صلاح و رَشاد است به عنوان موضوع ؟ مسلّم اين جهت نيست ؛ حضرت نمىخواهد بفرمايد : هر چه زنها مىگويند خلاف است .
ما وجداناً مىبينيم كه زنان چيزهائى مىگويند كه صحيح و بجا هم هست . فعليهذا نمىتوانيم بگوئيم : جملهء : شَاوِرُوا النِّسَآءَ وَ خَالِفُوهُنَّ ، موضوعيّت دارد ، نه ؛ اين موضوع نيست ؛ بلكه اين طريقِ براى واقع است و بايد خصوص طريق را جستجو كرد ؛ به اينكه محلّ مشورت با زنان كجاست ؟ در كجا با آنها مشورت كنيم و بعد مخالفت كنيم ؟
در بعضى از موارد ، خودِ شرع به ما گفته است : با زنان مشورت كرده و طبق رأيشان با آنها رفتار كنيد ! در امورى كه راجع به آنها و زندگى آنها ، و راجع به توسعهء نفقهء آنهاست ، يا مربوط به آسايش و آرامش آنها در خانه است ، و يا در مورد كيفيّت غذا و طبخ آن ، اينها را به عهدهء خود آنان بگذاريد ؛ هر چه ايشان ميخواهند ، سختگيرى نكنيد ! مِن باب مثال نگوئيد : من فلان غذا را ميخواهم ، و او غذاى ديگر دوست دارد . شما مرد هستيد و اينها را به عهدهء او بگذاريد ؛ هر چه او ميخواهد انجام دهد . اين امور را اصولًا به زنها بسپاريد !
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » ج 103 ، باب جوامع أحكام النّسآء ( 62 ) ص 262 ، حديث 25