ما أفراد را « حكم » قرار نداديم ، بلكه قرآن را « حَكَم » قرار داديم ، و اين قرآن خطّى است كه روى كاغذى نوشته شده ، و بين دو دَفَّه ( جلد ) نگهدارى مىشود و محفوظ است ؛ و زبان ندارد ؛ بلكه زبان او زبانى است كه بايد بيايد و او را ترجمه نموده و از حقائق آن پرده بردارى كند . پس رجالند كه قرآن را تفسير و تأويل مىكنند ؛ و ما قرآن را « حَكَم » قرار داديم و از قرآن تنازل نمىكنيم .
رُوِىَ أَنَّهُ عَلَيْهِ السَّلامُ كَانَ جَالِسًا فِى أَصْحَابِهِ فَمَرَّتْ بِهِمُ امْرَأَةٌ جَمِيلَةٌ فَرَمَقَهَا الْقَوْمُ بِأَبْصَارِهِمْ .
سيّد رضىّرضوان الله عليه مىفرمايد : « در روايت است كه روزى حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام در ميان أصحاب خود نشسته بودند كه زنِ زيبائى از آنجا عبور كرد ؛ أصحاب آن حضرت ، همه به آن زن چشم دوختند .
فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلامُ : إنَّ أَبْصَارَ هَذِهِ الْفُحُولِ طَوَامِحُ ، وَ إنَّ ذَلِكَ سَبَبُ هَبَابِهَا .
« چشمهاى اين مردان فَحْل و داراى قوّهء فعليّت و ذكوريّت « طَوامِح » است . ( يعنى : از روى قلب بلند شده و تا نقطهء دورى را پى گيرى و دنبال مىكند ) و اين سبب هيجانِ همين فُحُول و مردان شده است ، كه در اينجا نشستهاند . » اين چشمها ، كه طَوامِح است ، موجب هيجان فكرى و نفسى اينها شده ، و اينها را به دنبالهء خاطراتى كه از اين زن ديدهاند ، برانگيخته است .
فَإذا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إلَى امْرَأَةٍ تُعْجِبُهُ ، فَلْيُلامِسْ أَهْلَهُ ، فَإنَّمَا هِىَ امْرَأَةٌ كَامْرَأَةٍ .
بعد ميفرمايد : « زمانى كه نظر شما به زنى افتاد كه او براى شما مُعجِب بود ، زيبا و شگفت انگيز بود ، فوراً برويد با زن خودتان نزديكى كنيد ، زيرا كه زنِ شما مثل آن زن است ؛ و هيچ تفاوتى ندارد . » امْرَأَةٌ كَامْرَأَةٍ .
و اين عجيب دستورى است ! يعنى تا نزديكى كرديد ، تمام آن خاطرات و هيجان از بين مىرود .
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 190
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٩٠