تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
پيغمبر و كتاب خدا ، هيچ عمل نمىكرد ، و أبداً از آن دو تخطّى نمىنمود . خودش وصيّت مىكند : وقتى كه من كشته شدم ، قاتل مرا بكشيد ؛ و اگر هم خواستيد ، عفو كنيد ؛ و اگر عفو كنيد براى شما بهتر است ؛ چون خداوند عفو كنندگان را دوست دارد . و اگر من از اين ضربت نجات پيدا كنم خودم ميدانم با او ؛ اگر بخواهم قصاص كنم ، او يك شمشير زد ، من هم يك شمشير ميزنم ، و اگر بخواهم عفو كنم ، عفو مىكنم ، و البتّه عفو ميكنم . و اين نيز عبارتِ خود أمير المؤمنين است در وقتى كه أمير المؤمنين عليه السّلام حيات داشت ؛ بعضى كراراً به خدمت حضرت آمدند و گفتند : شما إجازه بدهيد ما ابن مُلجم را بكشيم ! شما يقيناً ميدانيد او قاتل شماست ! حضرت فرمودند : هنوز كه جنايتى از او صادر نشده است ؛ قبل از وقوع جنايت ، إنسان نميتواند قصاص كند . اين از نقطهء نظر حكم ظاهرىّ ؛ و أمّا از نقطهء نظر حكم باطنى : ءَأَقْتُلُ قَاتِلِى ؟ ! آيا من ميتوانم قاتل خود را بكشم ؟ آيا أصلًا اين معنى متصوّر است ؟ اگر ابن ملجم قاتل من است كه من او را نمىتوانم بكشم ! او بايد مرا بكشد . اگر من او را كشتم معلوم مىشود او قاتل من نبوده است ، من قاتل او بوده‌ام ؛ و من يك شخص بيگناهى را كشته‌ام . اين است برهان أمير المؤمنين كه در روايات مختلفه آمده است . در تمام مواردى كه مىبينيم أمير المؤمنين عليه السّلام حكمى را بدست كسى سپرده‌اند ، از روى كتاب و سنّت بوده است .

مُفاد و معنى : إنَّا لَمْ نُحَكِّمِ الرِّجَالَ وَ إنَّمَا حَكَّمْنَا الْقُرْءَانَ

در قضيّهء تحكيم حكَمَين ، بعضى به حضرت إشكال كردند كه : تو حُكم را به فلان حَكَم دادى ! حضرت فرمود : إنَّا لَمْ نُحَكِّمِ الرِّجَالَ ، وَ إنَّمَا حَكَّمْنَا الْقُرْءَانَ ، وَ هَذَا الْقُرْءَانُ إنَّمَا هُوَ خَطٌّ مَسْتُورٌ بَيْنَ الدَّفَّتَيْنِ لَا يَنْطِقُ بِلِسَانٍ وَ لَا بُدَّ لَهُ مِنْ تَرْجُمَان « 1 » .
هامش
( 1 ) « نهج البلاغة » با تعليقهء شيخ محمّد عبده ، طبع مصر ، خطبهء 123