تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
عبد الله بن ابَىّ حدّ جارى كند « 1 » يعنى ممكن است موقعيّت يك نفر طورى باشد كه إنسان نتواند كارى بكند . طرف به اندازه‌اى قوىّ است ، و سر و صدا و بازار داغ دارد ، و أفرادى زير دستش هستند كه يك مرتبه أوضاع را منقلب مىكنند ؛ مدينه را منقلب مىكنند . اين عبد الله بن ابَىّ ، همان كسى است كه هنگاميكه پيامبر براى جنگ با بنى المصطلق از مدينه بيرون رفته بودند ، چنين گفت : اگر اينها به مدينه برگردند ،
لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ
« 2 » « ما كه أفراد عزيز و مقتدرى هستيم ، مسلمانها و رسول خدا را كه مردمان ذليلى هستند و زير دست ما قرار دارند ، از مدينه بيرون مىريزيم . » عبد الله ابن ابَىّ چنين منافقى بود كه حتّى پيغمبر در اينجا نمىتواند حدّ خدا را بر او جارى كند ؛ گرچه رسول خدا نمىخواست حتّى يك حدّ خدا هم تعطيل شود .

آيه قرآن در رَدْع رسول خدا : وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ

پيغمبر در جنگ احُد ، آن جنگ عجيب و غريب ، كه براى مسلمين اتّفاق افتاد و در آن ، حضرتِ حمزه را كشتند و مُثلِه كردند ، وقتى آمدند و چشمشان به جَسد حضرت حمزه افتاد ، كه مُثلِه شده بود ( شكمش را پاره كرده بودند ، أمعاء و أحشائش را بيرون آورده بودند ، گوش و بينىاش را بريده بودند ، و در بعضى از روايات عامّه داريم مَذاكيرش را بريده بودند ) با آن وضع خيلى عجيب كه در روايت واقِدىّ دارد : وَ رَأَى رَسُولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ مَثْلا شَدِيدًا . « ديدند كه به قِسم خيلى بدى ، حضرت حمزه را مُثله كرده‌اند . » فَأَحْزَنَهُ ذَلِكَ المَثْل . « اين منظره پيغمبر را در غم و اندوه عميقى فرو برد » . ثُمَّ قَالَ : لَئِنْ ظَفَرْتُ بِقُرَيْشٍ لَامَثِّلَنَّ بِثَلاثِينَ مِنْهُمْ . سپس فرمود : « اگر دست من به قريش برسد ، و من ظفر پيدا كنم ، سى نفر از آنها را به جزاى اين
هامش
( 1 ) شرح روضهء كافى » ملّا صالح مازندرانى ، ج 11 ، ص 281 ( 2 ) قسمتى از آيه 8 ، از سورهء 63 : المنافقون