تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
بالجمله در اين دو سفر در معيّت خود حضرت آقا ، پس از اتمام زيارت از كربلا به كاظمين براى مراجعت مشرّف بوديم . و رفقاى كاظمينى هم غير از آنان كه به شام و كويت معاودت نموده بودند ، از ترس آنكه مبادا شناخته شوند و در اثر تردّد و رفت و آمد با حدّاد و با ورود حدّاد به منزلشان مورد تعقيب و اخراج از عراق از طرف حكومت بعث قرار گيرند ، بسيار كمتر به منزل ايشان مىآمدند . زيرا كه چون وضع و شكل آقا به صورت عبا و قبا و عِمامه بود ، زود مورد نظر قرار ميگرفت . حتّى در سفر اخير بنده يك نفر از آنها كه به كربلا براى زيارت آمده بود ، فقط يك ساعتى در غير موقع عادى به منزل ايشان آمد و ملاقاتى صورت گرفت .

بدرقهء حضرت حدّاد تا سامرّاء ، و تا مَطار بغداد در سفر اخير بنده

در موقع مراجعت حقير هم او به كربلا نيامد ، و حضرت آقا به انتظار ورود او صبر كردند تا روز آخر حركت بنده كه بنا بود در شب بعدش پنج ساعت از شب گذشته با طيّاره از فرودگاه بغداد به صوب طهران بيايم . بنابراين صبح آن روز با يكى از آقازادگانشان كه ماشين داشت بنام سيّد برهان الدّين از كربلا در معيّت ايشان به كاظمين عليهما السّلام مشرّف شديم ، و پس از زيارت مختصرى با حضرت آقا و آن فرزند به سامرّاء تشرّف ، و فقط توفيق يك بار زيارت در حرم إمامين عَسكريّين ( امام علىّ نقىّ و امام حسن عسكرىّ ) عليهما السّلام و بجا آوردن نماز ظهر و عصر در آن مكان مقدّس و زيارت حضرت صاحب‌الامر أرواحُنا فداه و أعمال مخصوصهء سردابهء مطهّره حاصل شد ، و پس از صرف طعام در قهوه خانه‌هاى عمومى به كاظمين مراجعت نموديم . و قريب يك ساعت به غروب بود كه رسيديم و يك حجرهء كوچكى در فُندق الجواد عليه السّلام كه نزديك صحن مطهّر بود گرفتيم ، و سپس براى زيارت امامين كاظمين عليهما السّلام و نماز مغرب و عشا و وَداع و خداحافظى ، در معيّت حضرت آقا و آقازادهء گرامى به حرم مطهّر رهسپار