گهى چون چشم او دارم سرى خَوش * گهى چون زلف او باشم مشوَّش گهى از خوى خود در گلخنم من * گهى از روى او در گلشنم من « 1 » ( 1 ) « گلشن راز » خطّ مرحوم عماد اردبيلى ، ص 88 تا ص 90