تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
تامّه و كامله بودن آن ذوات مقدّسه است در مقابل تابش خورشيد ذات حضرت أحديّت كه او فرد است و ثانى نمىپذيرد ؛ و اين ارواح مطهّره كه مُخْلَص در راه توحيد وى گشته‌اند ، به مقام فناءِ فى الله رسيده و سپس به مقام بقاءِ بالله تكامل يافته ، و مظهر تامّة صفات و أسماء الهيّه گرديده‌اند . بنابراين آنچه از حضرت حىّ قيّوم و عليم و قدير سر زند و بوجود آيد ، از دريچه و شبكه و آئينهء اين ذوات عاليه مىباشد نه از غير آنها . و اين ذوات هم فقط آينه هستند ، و حاكى نور خورشيد ذات أحديّت . و از خود أبداً و اصلًا نورى و وجودى ندارند ، نه ابتداءً و نه تفويضاً . زيرا در هر دو فرض ، جنبهء استقلال پيدا مىكنند ؛ و آن حضرات خودشان با شديدترين وجهى جنبهء استقلال را كه مستلزم شرك است از خود نفى فرموده‌اند . دوّم اينكه : كسى گمان نبرد از ضميمهء اين روايت با آيه كريمه استفاده مىشود كه مقام آنها از خدا هم برتر است - الْعِياذُ بالله - به علّت آنكه در اين زيارت ميگويد : تفويض امر ، و تعويض امر ، و غَيْض و ازدياد رحِمهاى زنان به دست شماست ؛ ولى در آيه شريفه ميفرمايد : خداست كه علم دارد به غَيْض و ازدياد رحمها . بنابراين اصل تكوين به دست آنهاست و علم خداوند بر اين امر تكوينى تعلّق گرفته است . اين سخن باطل است . زيرا پس از آنكه مبيّن و مبرهَن شد كه وجود آن ذوات مقدّسه ، وجودات فانيه و مفتقره و ممكن الوجود بالذّات مىباشند ، هم در تكوين و هم در دائرهء علم چنين هستند . و خداوند هم مستقلّ است در تكوين و در مرحلهء علم . غاية الامر در آيه شريفه فقط قسمت علم بيان شده است ، و در زيارت قسمت ايجاد و تكوين . اختلاف در بيان است نه در واقع امر . سوّم اينكه : در عالم ولايت تعدّد نيست . تميز و افتراق راه ندارد . تعيّن و تقيّد معنى ندارد . در آنجا ولايت فقط و فقط اختصاص به ذات خدا دارد .
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 572 | السيد محمد حسين الطهراني