تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
از رحمها سالم هستند و نطفه را به عنوان غذا و توشهء خود گرفته و پرورش ميدهند . و تمام أشياء در نزد خداوند داراى اندازه و مقدار معيّنى است » . و از اينجا ميدانيم : آنچه را كه در بعضى از قرآنها در ترجمهء اين آيه بدين گونه آورده‌اند : « تنها خدا ميداند كه : بار حمل آبستنان عالم چيست و رحمها چه نقصان و چه زيادت خواهد يافت و مقدار همه چيز در علم أزلى خدا معيّن است . » دربارهء
ما تَغِيضُ الْأَرْحامُ وَ ما تَزْدادُ
، استوار نيست . زيرا كه زادَ و ازْدادَ در اينجا أجوف واوى است نه أجوف يائى . زادَ يَزودُ زَوْداً : جَهَّزَ الزّادَ وَ اتَّخَذَهُ . ازْدادَ و اسْتزادَ الرَّجلُ : طَلَبَ زاداً . و در اينجا به معنى آنست كه : رحمهاى زنان نطفهء مرد را به عنوان زاد و توشهء خود ميگيرد و مىپذيرد . و در مقابل آن غاضَ يَغيضُ غَيْضاً و مَغاضًا و تَغَيَّضَ وَ انْغاضَ الْمَآءُ : نَقَصَ أوْ غارَ أوْ نَضَبَ . يعنى نطفه‌ها در رحم فرو ميرود و ته مىكشد و خشك و فاسد ميگردد . و خلاصهء معنى آنست كه : خداوند از تمام رَحِمهاى عقيم و رحمهاى بچّه‌زا اطّلاع دارد . امّا در اين ترجمهء تفسيرى ، مفسّر محترم زادَ و ازْدادَ را از باب أجوف يائى گرفته است به معنى زيادتى . زادَ يَزيدُ زَيْداً وَ زيداً وَ زَيَداً وَ زيادَةً وَ مَزيدًا وَ زَيْداناً : نَمَا . - الشَّىْءَ : أنْماهُ . فُلَانٌ : اعْطِىَ الزّيادَةَ . وَ اسْتَزادَ : طَلَبَ مِنْهُ الزّيادَةَ . و ازْدادَ بِمَعْنَى زادَ لازِماً وَ مُتَعَدّيًا : طَلَبَ الزّيادَةَ . و در مقابل اين معنى زيادت ، معنى نقصان را بطور اطلاق آورده و فرموده است : و « رحِمها چه نقصان و چه زيادت خواهد يافت » . و همانطور كه ملاحظه مىشود معنى بى ربط و غير استوار خواهد بود .

تفسير حاج سيّد هاشم و بيان سه نكته در عبارت زيارت رجبيّه

در اينجا ذكر سه نكته لازم است : اوّل آنكه : مراد از تفويض در اين زيارت رجبيّه ، منظور تفويض اصطلاحى در برابر مذهب جَبر و مذهب أمرٌ بَين الامرَين نمىباشد . بلكه به معنى آيتيّت