دور ميزد ، اينك به زيارت مراقد مطهّرهء امامان عليهم السّلام توفيق يافته ، و ميزبانشان در كربلا و سائر أماكن ، ولىّ خدائى همچون حضرت حاج سيّد هاشم بود ، لهذا بسيار شيرين و دلنشين واقع شد .
اصولًا بنده معتقدم كه : بايد فرزندان را به هر طريق كه امكان دارد در أوان سنّ بلوغ به حجّ برد تا روح پاك و نفس غيرآلودهء ايشان آن حقائق را در خود بگيرد و چون مغناطيس جذب نمايد ، و از اين سال تا آخر عمر پيوسته ذهنشان روى آن مطالب كار كند و رفته رفته آن مأخوذات را آفتابى كند و به فعليّت برساند ؛ گرچه مستلزم زحمتى باشد و يا مستلزم فروش بعضى از أثاثيه و متاع البيت باشد . اينها ابداً اهمّيّتى ندارد ؛ سپس بدست بيايد يا نيايد مهمّ نيست . مهمّ زيارت اين نفوس قابله و مستعدّه و به گناه و كثرات آلوده نشده است كه موجب تثبيت ايمان و طهارت و تقوى تا آخر عمرشان ميگردد . و انسان نبايد منتظر وجوب شرعى باشد كه امروزه بعد اللتيّا و الّتى در اواسط عمر ، و يا در قديم الايّام غالباً در اواخر عمر صورت ميگرفت ؛ و در آن صورت استفادهء نفس انسانى از حجّ و آثار پديدآمدهء از آن ، همان بقيّهء عمر او مىباشد كه چه بسا بسيار اندك بوده است . امّا در سنّ بلوغ آثار حجّ از اوّلين منزل تكليف و تشرّف به خطاب ربوبى تا آخر عمر خواهد بود . و لهذا دائماً و پيوسته و بطور مداوم روح را نشاط مىبخشد و جان را به ايمان و ايقان زنده نگه ميدارد .
گرچه خود حقير تا سنّ سى و سه سالگى برايم اين توفيق حاصل نشد ، امّا براى اين دو فرزند ، و دو پسر ديگر نيز سعى شد در اوّلين وهلهء امكان پس از بلوغ صورت گيرد .
ميزبانان حقيقى : خود خداوند و وجود أقدس رسول الله و فاطمهء زهراء و ائمّهء بقيع و ائمّهء عتبات عاليات هم انصافاً پذيرائى كردند . و حضرت آقاى حدّاد هم مثل دو فرزندشان بلكه بيشتر و بالاتر اين دو را پذيرفتند ، و پيرمرد
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 500
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٥٠٠