تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
سفر ششم حقير به أعتاب عاليات در آخر سنهء 1390 و اوّل سنهء 1391 هجريّهء قمريّه خداوند توفيق عنايت فرمود تا در اواخر سنهء 1390 كه موسم حجّ و زيارت بيت الله الحرام بود ، از طهران به كويت و از آنجا به مكّهء مكرّمه با دو نفر از فرزندان خود : حاجّ سيّد محمّد صادق كه در آن وقت 17 سال داشت ، و حاجّ سيّد محمّد محسن كه قدرى متجاوز از 15 سال داشت براى أداءِ مناسك حجّ و زيارت بيت الله الحرام و زيارت قبر حضرت رسول الله و فاطمهء زهراء و امامان بقيع صلواتُ الله و سلامه عليهم أجمعين مشرّف شديم . و در مراجعت از جُدَّه در اوائل دههء سوّم ذوالحجّة به بغداد وارد شديم و تا مدّت قريب يك ماه در أعتاب مقدّسه توقّف داشتيم و پس از زيارت ائمّهء عسكريّين عليهم السّلام با حضرت آقاى حدّاد در مراجعت از نجف و كربلا به كاظمين عليهما السّلام ، در اوائل دههء سوّم از محرّم الحرام بود كه به طهران بازگشتيم . در تمام طول اين سفر در أعتاب عاليات در خدمت حضرت آقا بوديم ، چرا كه پس از زيارت ابتدائى كاظمين عليهما السّلام ، در جميع اوقات توقّف در كربلا و نجف و سپس كاظمين و سامرّاء در معيّت ايشان بوديم .

نصائح حضرت حدّاد به بنده زادگان ، و كلمات ايشان دربارهء مرحوم قاضى

اين تشرّف به عتبات مباركات پس از حجّ ، براى بنده زادگان بسيار عجيب و مؤثّر شد . زيرا اوّلًا بعد از حجّ صورت گرفت و دو نوباوهء خردسال طلبهء علوم دينيّه كه زيارت و مشاهدهء آن أماكن متبرّكه را نموده بودند ، و بدان أعمال زيبا و دلنشين مناسك حجّ مشغول و خاطره‌هايش پيوسته در ذهنشان