تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
نيافريده‌ام ؟ ! آدم گفت : اى پروردگار من ! چون مرا با دست خود آفريدى و از روحت در من دميدى ، من سر خود را بلند كردم و ديدم بر پايه‌هاى عرش نوشته بود : نيست معبودى غير الله ، و محمّد است پيامبر الله ، در اين صورت دانستم كه : تو با نام خودت همراه نمىكنى مگر محبوب‌ترين خَلقت را ! خداوند گفت : راست گفتى اى آدم ! او محبوب‌ترين خلق من است نزد من ! مرا به حقّ او بخوان ، من از گناه تو درگذشتم . و اگر محمّد نبود من تو را نمىآفريدم ! »
فَميمُكَ مِفْتاحُ كُلِّ الْوُجودِ * وَ ميمُكَ بِالْمُنْتَهَى يُغْلَقُ ( 4 ) تَجَلَّيْتَ يا خاتَمَ الْمُرْسَلينَ * بِشَأْوٍ « 1 » مِنَ الْفَضْلِ لا يُلْحَقُ ( 5 ) فَأنْتَ لَنا أوَّلٌ ءَاخِرٌ * وَ باطِنُ ظاهِرِكَ الاسْبَقُ ( 6 )
4 - پس « ميم » نام تو ، كليد تمام عالم وجود است ؛ و ميم تو بسته مىشود به انتهاى عالم وجود . 5 - تو اى خاتم المرسلين ! بر اوجى از فضل و شرف تجلّى كردى كه هيچگاه فضلى و شرفى بدان پايه نخواهد رسيد . 6 - بنابراين تو هستى كه براى ما اوّل و آخر مىباشى ، و باطنِ ظاهر تو از همهء موجودات أسبق مىباشد .

أشعار بلند پايهء حافظ رجب برسى در مدح و تعظيم رسول أكرم صلّى الله عليه و آله

در اين أبيات اشاره‌اى است به أسماء شريفهء وى : الفاتِح ، الخاتم ، الاوَّل ، الآخر ، الظّاهِر ، الباطِن . در اين باره بايد به « مواهب » زرقانى ج 3 ، ص 163 و 164 مراجعه شود .
تَعالَيْتَ عَنْ صِفَةِ الْمادِحينَ * وَ إنْ أطْنَبوا فيكَ أوْ أعْمَقوا ( 7 )
هامش
( 1 ) شَأى القَومَ ( از باب نَصَرَ يَنْصُرُ ) يَشُوهم شَأْوًا : سَبَقَهُم ، كشآءَهم يَشوءُهم علَى القَلبِ . وَ - التّرابَ مِن البِئْر : نزَعَه .