حقير در كيفيّت اضمحلال و نيستى سالك پس از فناى اسم در فناى ذات و أصل الوجود ، و بالاخره از حقيقت و واقعيّت نُقْطَةُ الْوَحْدَة بَيْنَ قَوْسَىِ الاحَديَّةِ وَ الْواحِديَّة مطلب را گسترش دادم ، و از كيفيّت حقيقت وحدت مقام ولايت كلّيّهء ائمّهء معصومين صلواتُ الله عليهم أجمعين با ذات أقدس خداوندى و كيفيّت هو هويّت آن پرسيدم .
آن مخدّره در اينجا گويا تمجمجى نموده ، و در پاسخ و جواب ، اضطراب مشهود بود . در اينجا باز حضرت آقا به بنده اشاره فرمودند : كوتاه بيا ! بنده نيز بحث را دنبال ننمودم و تا همين جا قطع شد .
چون مخدّره ميدانست حضرت آقا زائرند و به عتبات عاليات برميگردند ، به ايشان التماس دعا گفت و ايشان هم براى او توفيق و تأييد و حسن عاقبت و ترقّى در معارج و مدارج كمال را مسألت نموده ، پس از آنكه درنگمان در آنجا حدود يك ساعت شد خداحافظى نموده بيرون آمديم .
نماز گزاردن در مساجد معروفهء اصفهان ، و زيارت اهل قبور در قبرستان تخت فولاد
نماز ظهر و عصر در منزل بجاى آورده مىشد ، و ليكن شبها نماز مغرب و عشاء را در يكى از مساجد معروف انجام ميدادند : يك شب در مسجد مرحوم سيّد ، و يك شب در مسجد جامع ، و يك شب در مسجد شاه سابق ( امام خمينى ) و يك شب در مسجد شيخ لطف الله . و پس از اداى نماز در آن دو مسجد اوّل بر سر مزار مرحوم سيّد و مرحومين مجلسيّين آمده و إعلاء روحشان را از خداوند متعال مسألت داشتند .
صبحها پس از اداى نماز صبح در اوّل طلوع فجر صادق در منزل ، براى زيارت اهل قبور به قبرستان تخت فولاد مىآمدند ، و تمام مدّت بين الطّلوعين را در آنجا بودند ؛ و چون قبرستان بسيار وسيع بود ، هر روز فقط به ناحيهاى از نواحى آن مىپرداختند . يك روز در اطراف قبر مرحوم مير فندرسكى ، و يك