تَعَالَى « 1 » .
ترجمهء روايت يزيد بن سليط دربارهء امام رضا عليه السّلام
« روايت كرد براى من پدرم ، و محمّد بن حسن بن أحمد بن وليد ، و محمّد بن موسى بن متوكّل ، و أحمد بن محمّد بن يحيى عطّار ، و محمّد بن علىّ ماجيلَوَيه ؛ همگى گفتند :
روايت كرد براى ما محمّد بن يحيى عطّار از محمّد بن أحمد بن يحيى بن عمران أشعرىّ از عبد الله بن محمّد شامىّ از حسن بن موسى خشّاب از علىّ بن أسباط از حسين مولى أبى عبد الله از أبو حَكم از عبد الله بن ابراهيم جعفرىّ از يزيد بن سَليط زَيدىّ كه گفت :
ما با حضرت أبو عبد الله امام جعفر صادق عليه السّلام ، درحالىكه ما گروهى بوديم ، در راه مكّه ملاقات نموديم .
من به آن حضرت عرض كردم : پدرم و مادرم قربانت گردد ! شما امامانى هستيد كه مطهَّر و پاكيزه شدهايد ؛ و أحدى از خلائق را مفرّى از مرگ نيست ؛ بنابراين شما براى من مطلبى را دربارهء خلافت و امامت بعدى بيان كنيد تا من آن را به آنان كه پشت سر دارم برسانم .
حضرت فرمود : آرى ؛ اينان پسران من مىباشند ، و اين است سيّد و سالار آنها - و اشاره كرد به پسرش : موسى عليه السّلام - و در اوست حلم و شكيبائى ، و علم حُكم « 2 » ، و فهم و سخاوت و معرفت به آنچه كه مردم بدان نيازمند مىباشند در آنچه از امر دينشان كه در آن اختلاف مىنمايند . و در اوست حُسن خلق و حُسن رعايت و حفاظت حقّ جار « 3 » و همسايه و همنشين . و اوست
هامش
( 1 ) « عُيونُ أخبار الرّضا » طبع سنگى ، باب 4 ، ص 15 تا ص 17
( 2 ) مجلسى در « مرآة العقول » فرموده است : مراد از حُكم ، حكمت و فصل خصومت است
( 3 ) . در نسخهء « كافى » بجاى حُسْنُ الْجِوار ، كلمهء حُسْنُ الْجَوابِ آمده است ؛ يعنى