و در اين صورت ، حجّ مردم بكلّى ضايع شده است . يعنى حاجى كه بايد از ميقات تا پايان عمل همهاش با خدا باشد ، و با تقصير و حَلْق از انقطاع به خدا و احرام با خدا بيرون آيد ؛ از ابتداى احرام از خدا منصرف مىشود ، و اين انصراف و تشويش و تزلزل براى او باقى مىماند تا آخر عمل ؛ وقتى از عمل فارغ شد ، اينجا نفس راحتى مىكشد و خدا را مىيابد .
تمام احتياطهائى كه در اين موارد انجام داده مىشود و مستلزم توجّه به نفسِ عمل و غفلت از خداست ، همهاش غلط است .
در شريعت رسول الله و در زمان رسول الله كجا اينگونه احتياط كاريهاى عَسِر و حَرج آمده است ؟ اصل اوّلى عدم عُسْر و عدم حَرَج و عدم ضَرر است . اصل اوّلى ما در قرآن كريم
وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا
« 1 » است . ( يعنى يكسره از همه ببُر و به خداوند روىآور ) . مراد حقيقى از احتياط در « وَ خُذْ بِالاحْتياطِ فى جَميعِ ما تَجِدُ إلَيْهِ سَبيلًا »
احتياطى را كه مرحوم قاضى قدَّس الله سرَّه در ضمن حديث عنوان بصرى دستور العمل همهء شاگردهايش قرار داده بود كه : وَ خُذْ بِالاحْتِيَاطِ فِى جَمِيعِ مَا تَجدُ إلَيْهِ سَبِيلًا « 2 » ( و در هر جائى كه به سوى احتياط راه يافتى آن را پيشهء خود ساز ! ) منظور عملى است كه راه انسان را به خدا باز كند ، نه آنكه موجب سدّ طريق شود ، و راه توجّه و ابتهال و حضور قلب را بگيرد . مقصود عملى است كه براى مؤمن يقين آورد و وى را در ايمان مستحكم كند ، نه آنكه او را متزلزل و مشوّش كند ، و بيت الله الحرام را در نزد او خانهء عقوبت مُجَسّم كند .
هامش
( 1 ) ، آيه 8 ، از سورهء 73 : المزّمّل :وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا .( 2 ) . مرحوم آية الله حاج مير سيّد على آقا قاضى قدَّس الله سرَّه ، به همهء شاگردان خود دستور ميدادند تا روايت عنوان بصرى را بنويسند و در جيب خود نگه دارند و در هفتهاى يكى دو بار بخوانند . اين روايت را مجلسى رضوانُ الله عليه در « بحار الانوار » ج 1 ، از طبع حروفى از ص 224 تا ص 226 در باب 7 ، كتابُ العِلم ، باب ءَاداب طلَب العِلم و أحكامِه نقل كرده است ، و الحقّ روايتى است جامع و براى مريدان و طالبان راه خدا كافى و شافى .