تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
معارجش و تمام درجات و مراتبش در آن حضرت متجلّى است ؛ و آن بَضْعهء رسول الله ، سرّ و حقيقت و جوهرهء رسول الله است ؛ و مانند آن موجودى كه حامل و ضامن آن سرّ باشد و در مقام وحدت عين رسول الله باشد ، غير از وى خداوند تعالى موجودى را نيافريده است . بالجمله حقير در محضرشان زيارت نيمهء شعبان را انجام داده ، و به صوب طهران حركت و روز هجدهم وارد شدم . و والده رحمةُ الله علَيها كه مدّت مديد به كسالت قلب و سينه مبتلا بودند ، پس از ده روز يعنى در بيست و هشتم شهر شعبان المعظّم 1385 از دنيا رحلت نمودند . و چون حقير حضرت آقا را در مواقع عديده ، دعوت به ايران و زيارت حضرت ثامن الحُجج عليه السّلام نموده بودم ، و در اين سفر نيز تأكيداً لِما سَبَق مطالب سابقه معروض افتاد ، حضرت آقا عازم بر مسافرت به ايران مىشوند .