ايشان سخت از وضع طهارت و نجاست حجّاج و مَعابر ناراحت است ، و گويا نيز در وقت دخول به مسجد الخَيف ترشّحى از آن آبها به ايشان شده است ، و ايشان را چنان متغيّر نموده بود كه : خداوندا ! بارالها ! ميخواهيم دو ركعت نماز با طهارت در مسجد تو بجاى آوريم ، ببين مگر اين عربها و اين مردم با اين وضع و كيفيّت ميگذارند ؟ !
من به او پرخاش كردم و گفتم : مريدى از نزد استادش ، حضور بزرگى رفت . آن مرد بزرگ به او گفت : ما عَلَّمَكُمْ استاذُكُم ؟ ! « استاد شما به شما چه چيزى تعليم كرده است ؟ ! » مريد گفت : عَلَّمَنا استاذُنا بِالْتِزامِ الطّاعاتِ و تَركِ الذُّنوبِ ! « استاد ما به ما التزام به طاعتهاى خدا و ترك نمودن گناهان را تعليم نموده است » !
بيان حدّاد كه : التزام به طاعات و تجنّب از معاصى بدون توجّه به خدا ، مجوسيّت محضه است
آن بزرگ گفت : تِلْكَ مَجوسيَّةٌ مَحْضَةٌ ؛ هَلّا أمَرَكُمْ بِالتَّبَتُّلِ إلَى اللهِ وَ التَّوَجُّهِ إلَيْهِ بِرَفْضِ ما سِواهُ ؟ !
« اين كارها صرفاً آداب دين مجوس است ( زردشتيها كه قائل به دو مبدأ خير و شرّ ، و نور و ظلمتاند ) . چرا شما را امر نكرد تا يكسره به سوى خدا برويد ، و توجّهتان به وى باشد ؛ به فراموش كردن و دور ريختن ما سواى خدا ؟ ! »
آقا جان من ! شما چرا دين خدا را عوض مىكنيد ؟ ! چرا شريعت را وارد پيچوخم مىنمائيد ؟ ! چرا مردم را از خدا مىبُريد و به اعمالشان سوق ميدهيد ؟ ! مگر دين رسول الله دين آسان و راحت نيست ؟ ! مگر نفرمود : بُعِثْتُ عَلَى شَرِيعَةٍ سَمْحَةٍ سَهْلَةٍ . « من بر شريعت بدون گير و بند ، و شريعت قابل إغماض و گذشت ، و شريعت آسان مبعوث شدهام . » ؟ ! مگر رسول خدا و أئمّه
هامش
- و يك بار هم در مشهد مقدّس در حرم مطهّر توفيق زيارتشان حاصل شد ؛ و در هر دو بار حقير را به « شام » دعوت فرمودند و موانع سفر را خود به عهده گرفتند . ولى مع الاسف تا به حال توفيق تشرّف و اجابت دعوت معظّم له براى بنده دست نداده است .