تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
مقامات ، و كمالات ، و شدّت عبوديّت ، و حرص مُفرِط در احترام به شريعت را بقدرى در ايشان قوى ديده‌ام كه شايد در بعضى از جاها به نظر حقير زياده روى هم به نظر مىآمد . ( آنگاه براى ايشان چند قضيّه و واقعه را مفصّلًا حكايت نمودم . ) تمام اين مطالب منقولهء از ايشان كذب محض است . اوّلًا : مرحوم آقاى انصارى جدّاً با طريقهء صوفيان مخالف است ؛ و آن راه را راه ترقّى و قوّت نفس ميداند ، نه راه فناى نفس . ايشان صريحاً ميفرمايند : راه تكامل بجا آوردن أعمال تقرّبى است ، خواه ظهور داشته باشد يا نداشته باشد . آرى معلوم است كه در عرف عوامّ و درس خوانده‌هاى بى سواد ما ، هر كسى را كه نمازهاى نافله را بخواند ليليّه و نهاريّه ، و سجدهء طويله بجا بياورد ، و دنبال حلال برود ، و جدّاً از مجالس لهو و غيبت و دروغ و أمثالها اجتناب كند ، و قدرى براى اصلاح خود از عامّهء مردم دنياپرست كناره بگيرد ، وى را صوفى خوانند . و اين نيست مگر از شقاوت و بخت برگشتگى واعظان غير متّعظ ، تا چه رسد به عوامّ . مگر مرحوم آخوند ملّا حسين‌قلى همدانى را در نجف صوفى نخواندند ؟ ! مگر مرحوم حاج ميرزا على آقا قاضى را صوفى نشمردند ؟ ! مگر مرحوم حاج شيخ محمّد حسين اصفهانى كمپانى را صوفى نشمردند ، و رسالهء مطبوعهء او را در مطبعه بدين تهمت آتش نزدند ؟ ! مگر مرحوم حاج ميرزا جواد آقاى تبريزى ملكى را صوفى نگفتند ؟ ! عزيز من به اين حرفهاى مغرضين و معاندين و دنياپرستان گرچه در لباس اهل علم باشند نبايد گوش فرا داد ! و إلّا كلاهت تا روز قيامت در پس معركه خواهد ماند . ثانياً : اعاظم از علماى همدان همچون آقاى حاج شيخ هادى تألّهى ، و آقاى آخوند ملّا على معصومى همدانى ، و أمثالهما ايشان را به قدس و ورع