سفر سوّم حقير به أعتاب عاليات در سنهء 1385 هجريّهء قمريّه
چون محلّ خواب و استراحت خانواده و عروسهاى حضرت آقاى حدّاد در منزل اجارهاى اخير ، در فصل تابستان منحصر بود در بالاى بام كه بطور معمول أعراب نجف اشرف و كربلاى معلّى شبها را در روى بامهاى مُحَجَّر به صبح مىآورند و امكان استراحت و خواب در اطاقها نيست ، و شدّت گرما آنان را ملزم به بيتوته و خوابيدن در مكانهاى بلند بدون سقف مىكند ، و در سفر حقير كه در فصل بهار و ماههاى آخر آن بود ، در اين منزل اجارى بناچار در روى بام شب را با حضرت آقاى حدّاد صبح مىكرديم ، و زنها در اطاقها ميخوابيدند و طبعاً تحمّل ناراحتى مىنمودند ، و بام هم منحصر به فرد بود ؛ بنابراين حقير بدست آوردم كه : بهتر است در سفرهاى آتيه در فصل غير گرما به أعتاب مقدّسه تشرّف حاصل آيد ، تا اهل بيت و خاندان ايشان به ناراحتى نيفتند . اين مطلب را با خود ايشان در ميان گذاردم ، و ايشان هم تأييد و تصويب فرمودند . اين از طرفى ، و از طرف ديگر شنيديم آقا امسال قصد حجّ بيت الله الحرام دارند و سفرشان همان ذوالقعده و ذوالحجّه را استيعاب مىكند ، لهذا در سفر بعدى موقع مسافرت را در فصل غير گرما و براى زيارت رجبيّه و شعبانيّه انتخاب ، و چند روز به آخر ماه جمادى الثّانيهء سنهء 1385 هجريّهء قمريّه به صوب كاظمين عليهما السّلام حركت كردم ، و چند روزى براى زيارت آن إمامَينِ هُمامَين توقّف نمودم و سپس عازم كربلا شدم و در منزل حضرت آقاى حدّاد وارد و روزها و شبها را در محضر مباركشان سپرى مىنمودم .
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 121
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٢١