الهيّه ، او را از توجّه به عالم كثرت منسلخ داشته است . چه جهادى از اين عظيمتر ؟ و چه انفاقى از اين شايستهتر ؟
امّا افسوس و هزار افسوس كه او سيّد هاشم است و از حالات او همسايهاش هم خبر ندارد ، عيالش هم مطّلع نيست ، فرزندانش هم نميدانند چه خبر است ! و خود او هم كه به فاش نمودن اسرار الهيّه زبان نمىگشايد ، و مناعت طبع و عزّت نفس و علوّ روح او به وى اجازه نميدهد حتّى به نزديكترين دوست صميمى و رفيق راه ، اين شدّت و عسرت و اين امتحان عظيم و آزمايش كبير خداوندى را گوشزد كند و شرح دهد . مگر كسانى از رفقا كه خودشان جستجو كنند و كنجكاو باشند ، و در مراقبت و مواظبت حال و جريان رفيق كوشا و ساعى باشند .
و معلوم است كه توانمندان از رفقا دنبال كسب و كار خود هستند و چنين تفقّد و پىجوئى از آنان بعيد است ؛ و ناتوانان آنان هم چه بسا برخى خود كم و بيش در عسرت و واردات قلبيّه پيرو استاد هستند ، و تفقّد آنان جز غمى بر غمشان نيفزايد ؛ و به غير گفتن هم غلط و افشاء سرّ است كه اگر استاد مطّلع شود وى را بكلّى از اعتبار ساقط مىكند .
صبر و تحمّل حدّاد در شدائد و امتحانات الهيّه ناگفتنى است
در اين سفر ، عسرت وى بحدّ أعلا بود ، و واردات قلبيّه به حدّ أعلا بود ؛ و چنان صورت سرخ مىشد و چشمان متلألئ مىگشت كه سيمايشان در نهايت زيبائى بود ؛ و بعضى اوقات چنان بى حال و افسرده و زرد مىگشت و استخوانها درد ميگرفت كه حكايت از واردهء جلاليّه داشت .
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ * وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ .
« 1 »
« تمام كسانى كه روى زمين باشند فانى هستند ؛ و باقى مىماند وجه
هامش
( 1 ) آيه 26 و 27 ، از سورهء 55 : الرّحمن