پروردگار تو ، كه آن وجه داراى صفت جلال و جمال است . »
در اين كريمهء شريفه مىبينيم كه
ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
صفت براى
وَجْهُ رَبِّكَ
آمده است نه براى
رَبِّكَ
. و وجه ربّ است كه به أبديّت پيوسته ، و از حدوث فراتر رفته ، و به دو لباس مرحمت جمال و اكرام ، و عزّت جلال و عظمت مخلّع گرديده است .
حضرت آقاى حاج سيّد هاشم در اين سفر قرآن بسيار ميخواندند ، آن هم تكيه به صوت با صداى حزين و نيكو . و قرآنشان بسيار جذّاب و گدازنده و فانى كننده بود . و از ابيات ابن فارض بالاخصّ از تائيّهء كبرى قرائت مىنمودند آن هم با صوت و صدا .
اقتداء حضرت آقا در بعضى از نمازها به جهت تثبيت ايشان حقير را در قرائت و نفى خواطر
نمازهاى صبح و ظهر و عصر را بنده به ايشان اقتدا ميكردم ، چون كسى در منزل نبود جز يك نفر از رفقاى صميمى . امّا نماز مغرب و عشاء را ايشان به حقير اقتدا مىنمودند ، و غالباً هم در روى بام انجام ميگرفت ؛ و دستور داده بودند كه : حقير در نمازها سورههاى بلند را بخوانم مانند يس ، و واقعه و مُسَبّحات « 1 » و تبارك و منافقين و
هَلْ أَتى
و ما أشْبَهَها ، براى آنكه ايشان چون اقتدا مىكنند حقير را در قرائت و نفى خواطر تثبيت نمايند ؛ و ميفرمودند : اينطور بهتر است تا آنكه شما به من اقتدا كنى !
حقير هم از همين سُوَر در نمازها انتخاب نموده و قرائت مىنمودم ، البتّه قدرى تكيه به صدا و به فرمودهء ايشان با صوت حزين .
امّا در اين نمازها حاج محمّد على به ايشان اقتدا مىنمود . بدين صورت كه بنده امام بودم و حضرت آقا مأموم ، و ايشان در همين جماعت به آقا اقتدا ميكرد ، و مىگفت : من قدرت ندارم به غير آقا اقتدا كنم !
هامش
( 1 ) مسبّحات عبارت است از پنج سوره : الحَديد ، الحَشْر ، الصَّفّ ، الجُمُعَة ، التَّغابن .