بين آن دو را بيان مىكند و تفاوت مرد و زن را تثبيت و تأكيد مىنمايد .
و پيداست كه اين مساوات جاهلانه بين مرد و زن اصلًا تحقق نمىيابد مگر اينكه بپذيريم كه مردان هم بايد حامله شوند و بزايند و فرزند را شير دهند و به منزله حرث و كشت شوند ، و زنان هم مردانگى پيدا كنند و نقش مرد را در زندگى زناشوئى ايفا نمايند ، و آيا ابراز چنين مطلبى جز مايه تمسخر براى پير و جوان كه به خرابى زنان و مردان و هلاكت هر دو گروه منجرّ خواهد شد چيز ديگرى هم هست ؟
و ما اكنون تمدّن غربى را در پيش رو داريم كه چگونه اساس زندگى خانوادگى را بهم ريخته و راحتى و آرامش را با ورود زنان در اجتماعات و كارهاى مردانه و دادن حقوق مساوى به آنها كمّاً و كيفاً مانند مردان ، از اجتماع سلب نموده است .
ولى اسلام با چنين طرز تفكّرى مبارزه مىكند و با چنين نوع تدبيرى در ستيز است و به اشتراك مرد و زن در اصول مواهب انسانى و فطرى كه مسئله اختيار است و آنچه كه از آن از فكر و اراده و عمل زائيده مىشود ، حكم مىنمايد .
زن براى تصرّف و دخالت در همه شئون زندگى فردى و اجتماعى خود مستقلّ است ؛ و اسلام به او اين استقلال را به كاملترين وجه داده است ؛ كه به لطف و نعمت الهى نفساً مستقلّ و در اراده و عمل از مردان جدا است ، آنچنان استقلالى كه در هيچ جاى دنيا و در هيچ دورهاى به وى داده نشده است و صفحات تاريخِ وجودِ او از برخوردارى از آن خالى است .
خداوند متعال مىفرمايد : «
فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ .
« 1 » »
« در آنچه كه زنان در نفس خود ( براى خود ) از خوبى انجام دهند بر شما باكى نيست ( به شما ارتباطى ندارد ) » .
و ليكن با وجود اين عوامل مشترك و متساوى در زنان از جهت ديگرى با مردان
هامش
( 1 ) آيه 234 ، از سوره 2 : البقره .