و در « لسان العرب » از ابن برّى نقل شده كه گويد : گاهى « قيام » به معنى محافظت و اصلاح مىآيد و به اين معنى است آيه شريفه :
الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ ،
و آيه شريفه :
إِلَّا ما دُمْتَ عَلَيْهِ قائِماً
: يعنى « مادامى كه بر آنها مواظب و محافظ باشى » .
و در « تاج العروس » آمده كه ابن اثير گفته : « الْقَوْمَ » در اصل مصدر « قَامَ » است و سپس در استعمال براى مردان ( نسبت به زنان ) غلبه پيدا كرد و مردان بدان ناميده شدند زيرا كه آنها «
قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ
» هستند در امورى كه اقامه و انجام آن در شأن زنان نيست .
و « جوهرى » گفته : و به همين معنى است مضمون آيه شريفه :
لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ
، يعنى « جايز نيست دسته و گروهى گروه ديگر را به مسخره بگيرند » و سپس مى فرمايد
وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ
» و همچنين طايفه زنان نيز نبايد همديگر را استهزاء كنند . و اگر « نساء - زنان » داخل در « قوم » بودند ديگر لزومى نداشت خداوند
« وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ »
بگويد و به زن هم قيّمه گفته مىشود ، و قيّمِ زن همسر اوست ( مطابق بعضى از كتابهاى لغت ) زيرا امور و ما يحتاج او را قيموميّت مىكند و انجام ميدهد .
و « فَرّاء » گفته : اصل قَيِّم قَوْيِمْ بر وزن فَعْيِل است ، زيرا در ادبيّات عرب لغتى بر وزن فَيْعِلْ نيامده است .
و « سيبويه » گفته است : قَيِّم بر وزن فَيْعِلْ است و اصل آن قَيْوِم بوده است و قَوّام به متكفّل امور مى گويند .
و همچنين در « تاج العروس » مطلبى را از ابن برّى نقل كرده كه در « لسان العرب » آورده است و ما قبلًا آن را متذكّر شديم .
و اما گفتار مفسّرين در مورد آيه
«
الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ
. . . » .