بيست و سوم ، و بيست و چهارم ، و بيست و پنجم : نفى خواطر ، و فكر ، و ذكر است :
و اين سه مرحله از مهمّات وسائل وصول است به مقصد بلكه ممتنع است وصول بدون آنها . و اتيان به اين مراحل امرى است بس صعب و كارى است بس مشكل .
و غرضم نه آنست كه اصل عمل به آنها تعسّر دارد - اگر چه چنين است - بلكه مطلوبم آنست كه اين اوديهء ثلاثه اوديهاى هستند بسى خطرناك و مراحلى هستند محلّ بيم عظيم و هلاكت دائميّه و شقاوت سرمديّه .
و اكثر كسانى كه از راه افتادند و به هلاكت رسيدند به سبب اين مراحل و مرحلتان سابقتان بر اينها بود . و لكن خطر اين سه مرحله اكثر و اعظم و اشدّ است ، چه خطر مرحلهء سابقه ، اكثر فساد بدن و تعويق مهمّات است .
و خطر مرحلهء سابق بر آن و همچنين تقصير در مرحلهء فقه
هامش
نپردازد . و نفسى به خلاف آن است . و مراد از ورد اطلاقى آنست كه عدد معيّن نداشته باشد . و حصرى خلاف آن است ) .
اين عبارت تا اينجا در حاشيهء متن كتاب نوشته شده بود و حضرت علاّمهء طباطبائى براى توضيح اين معنى چنين بيان كردند كه :
مراد از ورد قالبى آنست كه ورد را بر زبان جارى كند بدون ملاحظهء معناى آن ، و مراد از ورد نفسى آنست كه ورد را بر زبان جارى نموده و توجّه به معناى آن نيز داشته باشد .
و مراد از اطلاقى ، وردى است كه عدد خاصّى در آن شرط نشده باشد ، بلكه سالك به مقتضاى حال خود بدون ضبط عدد آن را مىگويد ، و مراد از ورد حصرى آن است كه در آن عدد معيّن شرط است .