فرورفته ، و بالاخره در درياى بيكران ظلمات و تاريكىها و شبهات غوطه خوردهاند بسيار فراوانند ؛ و ليكن كسانى كه با نور و روشنى انس گرفتهاند بسيار كم هستند .
15 - گروهى گفتند : نهايتِ تمام افراد بشر ، اضمحلال و متلاشى شدن و نابودى صِرف است ؛ گروهى كه غايت انديشهء آنها « تعطيل » و بى اثر و بدون صفت پنداشتن حضرت بارى ، و إنكار « بازپسين » از جهت ثواب و عقاب است .
16 - و گروهى ديگر ادّعا كردند كه تناسُخ است و نفوس بعد از مرگ به أبدانِ ديگر بر مىگردند ، و ديگر اينكه تفاسُخ است و نفوس بعد از مرگ به ابدان نباتات بر مىگردند ؛ و اينان غير از اين مسأله ، مطالب من درآوردى و زوائد بسيارى دارند .
17 - و انكار كردند كه پس از اين جهان ، آخرتى است كه بازگشت همهء بازگشت كنندگان بدانجا باشد .
18 - ايشان نپنداشتند كه بعد از اين دنيا ، عالم ثواب و عذاب است كه همهء افراد بشر بدان مقام و محلّ و اصل مىشوند .
19 - و بنابراين در نزد ايشان كاميابان كسانى مىباشند كه در اين دنيا اسراف و تبذير و تجاوز كردهاند ؛ و عذاب و سختى و شدّت ، از آنِ كسانى است كه با فقر و فاقه و تهيدستى دست به گريبان بودهاند .
20 - و گروهى كه داراى تعداد بسيار و صاحب جماعت كثيرى بودهاند چنين گفتند كه : نعمتهاى بهشتى از زنجبيل و آب سلسبيل ،
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 439
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٣٩