تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
و از اينجا مىتوان با دقّت عقلى ، موضوع مهمّى را استنتاج نمود ، و آن اينست كه اصولًا در آيه استثنائى نيست . و بيان اين مطلب آنست كه : در أحكام عقليّه و يا قوانين و أحكام شرعيّه كه مبتنى بر اصول عقليّه است استثناء معنى ندارد ؛ و اگر جائى ديديم كه به صورت استثناء بود ، اين فقط صورت است و در حقيقت استثناء نيست . مَعبودِ مِن دونِ الله ، بايد حصب جهنّم باشد ؛ اين قابل استثناء نيست . هر چيزى كه جز خداست بايد در آتش رود و آتش افروزِ آن باشد ، زيرا كه جهنّم از اين آتش افروزها تشكيل شده است ، و اگر اينها نبودند دوزخى نبود . عيسى بن مريم و عزير و مريم و فرشتگان ، اصل وجود و نفوس ، و أعمال و كردارشان همه پاك و طاهر است و أبداً جهنّمى نيست ؛ ولى صورت تخيّليّهء از آنها را كه مردم در اذهان و افكار خود آورده و آن را پرستيدند - و آن صورت تخيّليّه ربطى به آنها ندارد ، زيرا كه قائم به اذهان و نفوس عبادت كنندگان است - بايد بسوزد و محو و نابود گردد . و عجيب است تعبير قرآن كريم كه مىفرمايد : «
وَ ما تَعْبُدُونَ
» كه معبوديّتِ آنان را به نفوس عابدين قائم مىداند . و اين اصل مهمّى است كه در بسيارى از معارف إلهيّه كه به صورت استثناء است مفيد فائده و مثمر ثمر خواهد بود .

أنانيّت ، حجاب و موجب دخول در جهنّم است

و همچون آيات 5 تا 9 ، از سورهء 104 : هُمَزَة :
وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ * نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى