تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
و گفت : اى محمّد ! آيا تو چنين نمىپنداشتى كه عُزير مرد صالحى بوده است ؟ ! و عيسى مرد صالحى بوده است ! ؟ و مريم زن صالحه اى بوده است ؟ ! رسول الله فرمود : آرى ! ابن زِبَعرَى گفت : اينان معبودهائى غير از خدا هستند ! و بنابراين در آتشند ! ؟ خداوند اين آيه را فرستاد :
إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ
. يعنى عيسى و عزير و مريم و ملائكه‌اى كه مورد پرستش مردم واقع شدند ، و ايشان اين امر را ناپسند و ناخوشايند داشتند ؛ از جملهء :
وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ
استثناء شده‌اند . « 1 » و البتّه لفظ استثناء در روايت نيست ، و از كلام خود شيخ طبرسى است ؛ و آنچه مفاد روايت است آنست كه ايشان از مصداق آيه شريفهء
: الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى
بوده ، و بنابراين از جهنّم دورند .
هامش
مىكنند ، و نصارى عيسى را عبادت مىكنند ! اين مطلب را به رسول خدا گزارش دادند . پيامبر فرمود : اى واى بر مادرش ! آيا او ندانسته است كه كلمهء « ما » براى غير ذَوى العقول است ، و كلمهء « مَن » براى ذَوى العقول ؟ و به پيرو اين قضيّه اين آيه فرود آمد :إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ .و در « أعلام زركلى » ج 4 ، ص 218 گويد كه : عبد الله بن زبعرى ( كه ضبطش با كسرهء زاء و فتحهء باء و سكون عين و فتحهء راء و الف مقصوره است ) شاعرى در جاهليّت بوده است و عليه مسلمين شديداً قيام مىنموده است ؛ تا زمانى كه مكّه فتح شد و به نجران گريخت ، و حسّان شاعر دربارهء او شعر سرود . چون آن شعر به او رسيد به مكّه بازگشت و اسلام آورد و اعتذار جست و پيامبر را مدح كرد ، و رسول خدا يك حلّه به او دادند . ( 1 ) تفسير « مجمع البيان » طبع صيدا ، مجلّد 4 ، ص 64 و 65