تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
رِيحَهَا لَتُوجَدُ مِنْ مَسِيرَةِ خَمْسِمِائَةِ عَامٍ . « 1 » « هر كس بر من صلوات بفرستد و بر آل من صلوات نفرستد ، بوى بهشت را نمىيابد ؛ و همانا بوى بهشت از فاصلهء مسير پانصد سال راه به مشام ميرسد . »

بهشت قيامت ؛ طلوع عالم نفس ، و در مقام بقاءِ بعد از فناء است

بارى ، در اينجا ذكر يك نكته لازم است كه بهشت در روز قيامت ، بهشت صورى است ، و داراى حور و غلمان و اشجار و اثمار است ؛ و اينكه گفتيم بهشت قيامت ، طلوع عالم نفس است از عوالم ثلاثه : طبع و مثال و نفس ، و انسان به مقام فناء فى الله ميرسد و در فناء چيزى نيست جز ذات حضرت حق سبحانه و تعالى ، تمام مطالب صحيح و به جاى خود محفوظ و مبرهن است ، و ليكن موقف بهشت ، موقف بقاء بعد از فناء است ، و در آنجا تجلّيات نفسانيّه ، منافات با استيلاء و غلبه و سيطره بر عالم صورت و عالم طبع ندارد . و توضيحاً يادآور مىشود كه در سير حركت بسوى خدا و تحقّق معناى
إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
، بدون هيچ شبهه نفس انسان از عالم طبع و از عالم صورت و مثال عبور مىكند و سپس مندكّ و فانى در ذات حضرت احديّت ميگردد ،
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
است و بس . اينجا عالم فناء است كه همهء موجودات فانى ميگردند و در آنجا نه اسمى است و نه رسمى ، و نه صورتى و شكلى ، و نه عذابى و نه ثوابى . در آنجا نه انسانى است و نه حيوانى و نه جنّى ، نه پيامبرى و نه فرشته اى ، حتّى خود ملك الموت به امر خدا قبض روح مىشود .
هامش
( 1 ) « أمالى » صدوق ، مجلس 36 ، ص 120
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 223 | السيد محمد حسين الطهراني