تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
و سپس گفتند : بر شاعر ما و مدّاح ما در دنيا : سيّد إسمعيل حِمْيَرى سلام كن ! من سلام كردم و نشستم . در اين حال حضرت رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم رو به سيّد إسمعيل كرده و گفتند : حال برگرد به انشاد قصيده اى كه ما در آن بوديم ! سيّد إسمعيل شروع كرد به خواندن :
لِامِّ عَمْرٍو بِاللِّوَى مَرْبَعُ * طَامِسَةٌ أَعْلَامُهُ بَلْقَعُ
حضرت رسول صلّى الله عليه و آله و سلّم شروع كردند به گريه كردن ؛ و سيّد همينطور ميخواند تا رسيد به اين بيت : وَ وَجْهُهُ كَالشَّمْسِ إذْ تَطْلُعُ ، حضرت رسول الله و فاطمهء زهراء سلام الله عليهما هر دو گريه كردند ، و كسانى كه با آن حضرت بودند گريه كردند . و چون به اين بيت رسيد كه :
قَالُوا لَهُ لَوْ شِئتَ أعْلَمْتَنَا * إلَى مَنِ الْغايَةُ وَ الْمَفْزَعُ
رسول الله دستهاى خود را بلند كردند و گفتند : إلَهِى أَنْتَ الشَّاهِدُ عَلَىَّ وَ عَلَيْهِمْ أَنِّى أَعْلَمْتُهُمْ أَنَّ الْغايَةَ وَ الْمَفْزَعَ عَلِىُّ بْنُ أَبِى طَالِبٍ ! وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إلَيْهِ وَ هُوَ جَالِسٌ بَيْنَ يَدَيْهِ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَيْه . « خداوندا ! تو گواه بر من و بر امّت كج‌رو و منحرف من هستى كه من به آنها خبر دادم ! و آنان را آگاه كردم كه غايت و مقصود و پناه و ملجأ بعد از من علىّ بن أبى طالب است ! و با دست خود اشاره به علىّ نمود كه روبروى آن حضرت نشسته بود . »

قصيدهء عينيّهء حِميريّه و دستور حضرت رسول الله دربارهء حفظ نمودن آن

حضرت رضا عليه السّلام گفتند : چون سيّد إسمعيل حميرى از
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 464 | السيد محمد حسين الطهراني