چاشنى ولايت محروم است ، او سياه چهره و لَه لَه زنان در تشنه كامى فرود ميرود ؛ و صاحبان ولايت و محبّان ، سپيد چهره و سيراب هستند .
و بنابراين ، حوض كوثر ، مقام ظهور و بروز ولايت است .
اين اجمالى بود كه مىتوان دربارهء كوثر و ساقى آن ، حضرت مولى الموالى عليه السّلام بيان كرد ، امّا حقائق آن در تحت هيچ عبارتى نمىگنجد و به فكر تنزّل نمىكند ، و به صورت و شكل متصوَّر و متشكّل نميگردد .
و آنچه از بزرگى حوض بيان شده است كه ما بين أيْلَه و صنعاء است ، و ابريقها و كاسههاى آن به عدد ستارگان است ، و ريگش ياقوت است ، و گياهش زعفران است ، و خيمههاى اطرافش از زبرجد و ياقوت و دُرّ زده شده است ، و همچنين ساير خصوصيّات ؛ همگى صحيح و در عالم ملكوتِ صورت بجاى خود محفوظ است ؛ ولى همگى ظهور و بروز همان حقيقت مقام علم و ولايت است . رَزَقَنا اللهُ وَ إيّاكُم أن نَرْوَى مِنَ الحَوْضِ رِوآءً مَرْويّينَ بِمُحَمَّدٍ وَ ءَالِهِ الطَّيِّبِينَ .
غاية الامر بايد سعى كنيم كه بواسطهء شدّت اتّصال و ربط ما ، ظرفيّت ما زياد گردد ، و بهرهء ما از آن حوض افزون باشد .
در اينجا مناسب است خوابى كه از حضرت امام رضا عليه السّلام روايت شده است بياوريم تا اهمّيّت حوض كوثر و قصيدهء غرّاى شاعر اهل بيت سيّد إسمعيل حِمْيَرى ، و ارزش مقام
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 461
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٦١