و امّا جواب از آياتى كه در آنها به نحو استثناء اذن و ارتضاء آمده است ، مثل
: إِلَّا بِإِذْنِهِ
و
إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ
، آن است كه دلالت آنها بر وقوع شفاعت چون مصدر مضاف است ، قابل انكار نيست براى كسانى كه به اسلوب كلام و عربيّت و ادبيّت اطّلاع دارند .
و اينكه گفته است :
إِلَّا بِإِذْنِهِ
و
إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى
به معناى واحد است و استثناء از مشيّت است ، قابل استماع نيست . علاوه بر اين ، اين استثناء ، به عبارات مختلف در مورد شفاعت آورده شده است ، مثل :
إِلَّا بِإِذْنِهِ
و
إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ
و
إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى
و
إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
، و غير اينها .
حالا فرض مىكنيم :
إِلَّا بِإِذْنِهِ
و
إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ
به معناى مشيّت بوده باشد ، آيا در جملهء :
إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
نيز مىتوان چنين احتمالى را داد ؟
آيا اين استثناء هم استثناء مشيّت است ؟ و مىخواهد برساند كه مشيّت خدا ما فوق هر مشيّتى است ؟
اين گونه تسامح كارىها در عبارت از كلام يك نفر بقّال و بازارى عامّى غلط است ، تا چه رسد به كلام بليغ ، و به كلامى كه در بلاغت داراى درجه و منزلهء اعلى است .
و امّا جواب از سنّت و روايات ، آن است كه دلالت آنها اجمالًا بر شفاعت مؤمنين نسبت به معاصى كبيره در صورت تحقّق و بقاءِ ايمان جاى شبهه و ترديد نيست ، و روايات مستفيضه بلكه متواتره در شفاعت رسول الله و پيامبران و أئمّهء طاهرين عليهم السّلام وارد