و علاوه بر اين ، آنكه : در عبارت ، شفاعت اضافه به شافعين شده است ، نه اينكه بدون اضافه و مقطوع از آن آمده است ؛ فرق است بين آنكه گفته شود : فَلا تَنْفَعُهُمُ الشَّفَاعَةُ ، و بين آنكه گفته شود : فَلَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ ، چون در صورت دوّم مصدر اضافه شده است و اين اضافه اشعار به وقوع فعل در خارج دارد ، به خلاف صورت اوّل كه مصدر بدون اضافه آمده است و مشعر به چنين معنائى نيست ؛ و شيخ عبد القاهر در « دلائل الإعجاز » به اين مطلب تصريح كرده است .
و بنابراين ، كلمهء شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ دلالت دارد بر آنكه : اجمالًا شفاعتى در خارج واقع است ، الّا آنكه اين افراد بهره اى از آن نمىگيرند .
و باز علاوه بر اين ، آنكه : اين اضافه در ناحيهء مضاف إليه به صيغهء جمع آمده است ، و شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ فرموده است ، نه شَفاعَةُ الشّافِعِ ؛ و اين نيز دلالت بر تحقّق شفاعت در خارج دارد ، مثل اينكه فرموده است :
كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ
و
كانَ مِنَ الْكافِرِينَ
و
فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ
و
لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
و أمثال اين آيات . و اگر براى افادهء اين معنى نبود ، آوردن به صيغهء جمع كه مدلول آن بيش از مدلول صيغهء مفرد است لغو و زائد بود .
و على هذا ، محصّل كلام اين مىشود كه آيه :
فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ
از آياتى است كه دلالت بر اثبات شفاعت دارد ، نه بر نفى آن .