« به زودى حتماً ما براى تو مىخوانيم به طورى كه ديگر فراموش نمىكنى ، مگر اينكه خدا بخواهد ! »
و مانند آيه :
خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ
« 1 » .
« جهنّميان در دوزخ به طور جاودان زيست مىكنند ، تا وقتى كه آسمانها و زمين بر پاست ، مگر آنكه خدا بخواهد . »
يعنى ما فوق اراده و خواست خدا چيزى نيست ، نه آنكه واقعاً موقعى مىرسد كه اين ارادهء خدا در خارج تحقّق پيدا مىكند . پس بنابر آنچه گفته شد در قرآن نصّ قطعى بر وقوع شفاعت نيست .
و امّا در سنّت و روايات ، آنچه در خصوصيّات شفاعت آمده است قابل اعتماد نيست ، و متيقّن و قدر مسلّم آن نيز بيش از آنچه در آيات آمده است دلالت ندارد .
جواب : امّا از آياتى كه نفى شفاعت را مىكند ، بيان كرديم كه آنها شفاعت را به طور مطلق نفى نمىكند ، بلكه شفاعت را استقلالًا و بدون اذن و رضايت خدا نفى مىنمايد .
و امّا از آياتى كه بنا بر گمان اشكال كننده ، نفى منفعت شفاعت را مىكند ، آنها علاوه بر آنكه شفاعت را نفى نمىكند ، اثبات نيز مىنمايد .
چون اين آيات در سورهء مدّثّر واقع است ، و نفى ثمر شفاعت را از جماعت خاصّى از مجرمان مىكند ، نه از همهء آنها .
هامش
( 1 ) صدر آيه 107 ، از سورهء 11 : هود