و امّا دليل نقلى ، آنچه از قرآن بيان شده است دلالت بر وقوع شفاعت ندارد ، چون آيات قرآن دربارهء آن بر سه گونه است :
اوّل : آياتى كه دلالت بر نفى شفاعت به طور اطلاق دارند ، مثل :
لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ
« 1 » .
دوّم : آياتى كه دلالت بر فائده نداشتن و ثمر نبخشيدن شفاعت دارند ، مثل :
فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ .
« 2 »
سوّم : آياتى كه دلالتشان بر شفاعت مقيّد به اذن و مشيّت خداست ، مثل :
إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ
. « 3 » و
إِلَّا بِإِذْنِهِ
. « 4 » و
إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى
. « 5 »
و اين آيات نيز دلالت بر نفى شفاعت دارند ، زيرا اين استثناءها استثناء به اذن و مشيّت است ، و اين گونه استثناءهاى به اذن و مشيّت ، در اسلوب قرآن ، در مقام نفى قطعى آورده شده است براى إشعار به اينكه ما فوق اذن و مشيّت خدا چيزى نيست و همه چيز منوط به اذن و مشيّت اوست ، مانند آيه :
سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى * إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ
« 6 » .
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 254 ، از سورهء 2 : البقرة
( 2 ) آيه 48 ، از سورهء 74 : المدّثّر
( 3 ) قسمتى از آيه 3 ، از سورهء 10 : يونس
( 4 ) قسمتى از آيه 255 ، از سورهء 2 : البقرة
( 5 ) قسمتى از آيه 28 ، از سورهء 21 : الانبياء
( 6 ) آيه 6 و صدر آيه 7 ، از سورهء 87 : الاعلى