خدا واحد است ، ليكن اين سنّت واحدهء غير مختلفه و غير متبدّله هيچ گاه بر اصل يك صفت از صفات الهيّه همچون حكم و تشريع قائم نيست ، تا اينكه هيچ حكمى از مورد خودش تخلّف نكند و هيچ جزائى از محلّ خودش تغيير نيابد ، بلكه اين سنّت قائم است به مجموع صفات خداوند كه مربوط به اين موضوع و اين جهت است .
و توضيح اين حقيقت آنست كه : خداوند سبحانه و تعالى ، يگانه وجود بخشنده و افاضه كننده براى تمام موجودات عالم تكوين است ، از حيات و مرگ و رزق و نعمت و قدرت و غيرها ؛ و معلوم است كه اينها امورى هستند كه مختلف بوده و همگى ارتباطشان از جهت واحد به خداوند نيست ، به هر گونه و به هر شكلى كه خواهد بوده باشد ؛ زيرا بنابراين فرض ديگر سببيّتى نيست و ارتباط و سببيّت ، ديگر فرضى ندارد .
خداوند تعالى مريضى را بدون جهت و مصلحت مقتضى شفا نمىدهد ، و نيز به جهت اينكه او خداوند مرگآفرين و مُنْتقم و جبّار و شديد الاخذ است ، شفا نمىدهد ، يعنى از راه اين صفات شفاى او را افاضه نمىفرمايد ؛ بلكه از جهت اينكه او خداوند رؤوف و مهربان و رحيم و عطوف و منعم و شافى و معافى است ، شفا مىدهد .
و خداوند تعالى مرد جبّار و مستكبرى را بدون جهت و مصلحت هلاك نمىكند ، و نه به جهت اينكه او خداوند رؤوف و مهربان است ؛ بلكه به جهت اينكه او شديد البَطْش و شديد الانتقام است .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 348
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٤٨