چون رحمت و عفو و غفران او ، و گرامى داشتن او مقام شفيع را به اكرام و اعظام ، قرار مىدهد ؛ بنابراين مغايرت و ضدّيّت كجاست ؟ هر دو حكم صحيح ، و هر كدام در محلّ خود و روى موضوع خود است .
اشكال دوّم : سنّت خداوند چنين جارى است كه افعالش از اختلاف و تخلّف مصون است ؛ يعنى آنچه را كه حكم مىكند و مقدّر مىفرمايد بَر وتيرهء واحده بدون استثناء اجرا مىنمايد ، و سنّت اسباب خداوندى نيز اين چنين است .
در قرآن كريم داريم :
إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ * وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ
. « 1 »
« به درستى كه نسبت به بندگان من ، براى تو ( شيطان ) سلطنت و اقتدارى نيست ! مگر آن كسى از اغواءشدگان كه تو را پيروى كند ؛ و در اين صورت موعد همگى آنان جهنّم است . »
و نيز داريم :
وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ
. « 2 »
« و بدرستى كه حقّاً صراط من كه مستقيم است ، اين صراط است ؛ و از آن تبعيّت كنيد ! و از راههاى ديگر تبعيّت نكنيد ! چرا كه شما را از راه خدا متفرّق و جدا مىسازد . »
و نيز داريم :
فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ
هامش
( 1 ) آيه 42 و 43 ، از سورهء 15 : الحجر
( 2 ) صدر آيه 153 ، از سورهء 6 : الانعام