آنكه بر آنچه را كه به جا آورده است پشيمان مىگردد ؛ و چون پشيمان گشت ، تائب است و مستحقّ شفاعت .
و تا وقتى كه پشيمان نگشته است مُصِرّ است ، و مصرّ آمرزيده نمىشود ؛ چون به عقوبت آنچه را كه مرتكب شده است مؤمن نيست ، و اگر هر آينه به عقوبت آن مؤمن بود نادم مىشد .
و رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرموده است : لَا كَبِيرَةَ مَعَ الاسْتِغْفَارِ ، وَ لَا صَغِيرَةَ مَعَ الإصْرَارِ .
« در صورت استغفار هيچ گناه كبيره اى باقى نمىماند ، و در صورت اصرار هيچ گناه صغيره اى ، صغيره نيست . »
و امّا گفتار خداوند عزّ و جلّ :
وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى ،
مراد آنست كه آنان شفاعت نمىكنند مگر كسانى را كه خداوند دين آنان را پسنديده باشد ؛ و دين عبارت است از اقرار به جزاء حسنات و پاداش سيّئات .
پس كسى كه خدا دين او را پسنديده باشد ، او حتماً به جهت معرفتش به عاقبت امور در روز قيامت در اثر گناهانى كه به جاى آورده است ، نادم و پشيمان مىشود . « 1 »
و از آنچه تا به حال در مسألهء شفاعت گفته شد ، به دست مىآيد كه : شفاعت فىالجمله ثابت است ، نه براى همه كس و در هر موقعيّت و هر شرط ، يعنى به طور مطلق ثابت نيست ؛ چون همانطور كه
هامش
( 1 ) « توحيد » صدوق ، باب 63 : الامر و النّهى و الوعد و الوعيد ، ص 407 و 408