تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
مَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الاوَّلِينَ وَ الآخِرِينَ إلَّا وَ هُوَ مُحْتَاجٌ إلَى شَفَاعَةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ يَوْمَ الْقِيَمَةِ « 1 » . و بنابراين به طور كلّى نمىتوان شفاعت را اختصاص به موارد رفع عذاب داد ؛ بلكه هم در اين مورد و هم در موارد ارتفاع منزلت و مقام ، و رفع حجاب و گشودن عقده و گره در راه سير به سوى خدا به كار مىآيد .

شرائط پذيرش شفاعت

ولى در هر حال شرط اصلى آن شخصى كه مورد شفاعت واقع مىشود ، آنست كه مشرك و كافر نباشد ، و با خدا از سر جُحود و انكار و استكبار برنخيزد ؛ يعنى مسلمان و مؤمن باشد و عقيدهء نيكو داشته باشد . در اين صورت ذات و بنياد او كه همان عقيده و دين اوست پاك است ، ولى آلودگى گناه بر ظاهرش نشسته و با شفاعت زدوده مىگردد و آن ذات پاك و عقيدهء پسنديده طلوع مىكند و زنگار كدورت گناه را مىزدايد و وى را به محلّ امن و امان رهبرى مىنمايد ؛ همچنان كه روايت حسين بن خالد از حضرت رضا عليه السّلام گذشت كه : وَ لَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى اللهُ دِينَه . « و شفاعت نمىكنند مگر براى كسى كه دينش در نزد خداوند پسنديده باشد . » و در « كافى » از علىّ بن إبراهيم از پدرش از ابن فَضّال از حَفص مؤذن ، از حضرت صادق عليه السّلام ، در ضمن نامه اى كه به اصحاب خود نوشته‌اند اين چنين مرقوم داشته‌اند : وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ يُغْنِى عَنْكُمْ مِنَ اللهِ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِهِ شَيئاً
هامش
( 1 ) همين كتاب « معاد شناسى » ج 9 ) مجلس 61 ، ص 149 و 150